اسم دختر


اسم پسر


اسامی جدید

مسعودرضا

مسعودرضا : (عربی) از نام  های مرکب، ه مسعود و رضا.

مسعود

مسعود : (عربي) 1- مبارك، خجسته؛ 2- (در قديم) نيك بخت، سعادتمند؛ 3- (اَعلام) 1) نام سه تن از شاهان سلسله‌ي غزنوی. مسعود غزنوی: شاه [421-432 قمری]، که برادرش محمّد ابن محمود را زندانی کرد. در زمان او سلجوقیان به خراسان تاختند و طغرل او ...

مُستعان

مُستعان : (عربي) 1- (در قديم) آن كه از او ياري مي‌خواهند؛ 2- (به مجاز) از نام‌ها و صفات خداوند.

مَزيد

مَزيد :  (عربي) 1- افزوني، زيادي، بسياري، فراواني؛ 2- زياد شونده، زياد، افزون؛ 3- (به مجاز) باعث افزوني.

مَزدك

مَزدك : (اوستایی)(= مژدك) (اَعلام) مزدک: [قرن 6 میلادی] پسر بامداد است كه گويند از استخر فارس بود و آيين«دريست دين»، را كه قبلاً توسط زردشت بونده (بوندس) پسر خرگان پي افكنده شده بود رواج داد، و در زمان پادشاهی قباد [حدود 490 میلادی] دعوت ...

مَزدا

مَزدا :  (اوستایی) 1- به معني دانا ؛ 2- (در اديان) در آيين زرتشتي به خدا اطلاق مي‌گردد، اهورامزدا.

مُروت

مُروت :   (عربي) 1- جوانمردي، مردانگي؛ 2- (در فقه) ملازمت عادات پسنديده و پرهيز از عادات مكروه و داشتن بزرگ منشي و بلند همتي.

مِرصاد

مِرصاد : (عربي) (در قديم) كمين‌گاه، گذرگاه.

مُرسَل

مُرسَل : (عربي) 1- (در اديان) فرستاده شده (از سوي خدا)، رسول صاحب كتاب؛ 2- (در حديث) ويژگي روايتي كه تمام يا بعضي از راويان آن حذف شده باشد، يا بدون ذكر راويان به امام معصوم نسبت داده شود؛ 3- (در خوش‌نويسي) يكي از انواع ...

مرزبان

مرزبان :  1- آن كه از مرز كشور پاسداري مي‌كند، سرحد دار؛ 2-(در قديم) (به مجاز) آن كه حكومت قسمتي از يك كشور با اوست، حاكم ناحيه‌اي از كشور؛ 3- (در قديم) (به مجاز) جنگجو و مبارز و پهلوان، نگهبان.