اسم دختر


اسم پسر


اسامی جدید

منصور

منصور : (عربي) 1- (در قديم ) ياري داده شده، پيروز شده، پيروز و موفق؛ 2- (درحالت قيدي) به صورت غلبه يافته، پيروزمندانه؛ 3- (اَعلام) 1) نام دو تن از امیران سامانی. منصور اول: امیر [350-366 قمری]، محمّد بلعمی وزیر او بود. منصور دوم: امیر ...

مُنتَظِر

مُنتَظِر : (عربي) 1- آن كه در حال صبر كردن براي آمدن كسي يا انجام يافتن كاري يا روي دادنِ اتفاقي است، چشم به راه؛ 2- (در حالت قيدي) در حال انتظار.

مُلك‌آرا

مُلك‌آرا : (عربي ـ فارسي) 1- (در قديم) (به مجاز) مايه‌ي زينت و آراستگي سلطنت يا مملكت؛ 2- (اَعلام) ملک آرا: [1255-1316 قمری]، لقب عباس میرزا نایب السلطنه، شاهزاده‌ي ایرانی، برادر ناصرالدین شاه، مؤلف کتابی در شرح حال خود.

مُكَرم

مُكَرم : (عربي) 1- گرامي و عزيز كرده، عزيز و محترم؛ 2- (در حالت قيدي) (در قديم) با عزت و بزرگي.

مقصود

مقصود : (عربي) آنچه كسي قصد انجام آن را دارد، منظور، مقصد.

مِقداد

مِقداد : (عربي) 1- بسيار قطع كننده‌ي چيز؛ 2- (اَعلام) نام يكي از اصحاب بزرگ پیامبر اسلام(ص) كه مردي فاضل و دانشمند و شجاع بود و يكي از هفت نفري است كه در آغاز بعثت اسلام آوردند.

مقتدا

مقتدا : (عربی، مقتدی) 1- آن که مردم از او پیروی می  کنند، پیشوا؛ 2- (در ادیان) پیش نماز؛ 3- (اعلام) لقب ابوالقاسم عبدالله، خلیفه  ی عباسی [467-487 قمری] داماد ملکشاه سلجوقی.

مُفيد

مُفيد : (عربي) 1- داراي فايده، سودمند، رساننده؛ 2- (در منطق) داراي معني در مقابلِ مهمل.

مُعين

مُعين : (عربي) ياريگر، كمك كننده، ياور.

مُعيد

مُعيد : (عربي)1- بازگشت دهنده، بازگرداننده؛ 2- ماهر، زبردست، کارآزموده؛ 3- از نام‌ها و صفات خداوند؛ 4- (در قديم) آن كه در مدرسه‌هاي قديم بعد از استاد درس را براي شاگردان دوباره شرح مي‌داده و يا در غياب استاد جلسه‌ي درس را اداره مي‌كرده است.