اسم دختر


اسم پسر


اسامی جدید

موسی

موسی : (عبري) 1- به معني از آب كشيده؛ 2- (اَعلام) 1) موسي ابن عمران(ع) پيغمبر معروف بني اسرائيل در زمان فرعون و رهبر اسیران یهودی در مصر، که آنان را به سوی فلسطین رهبری کرد، ولی پیش از رسیدن بدانجا در اردن درگذشت؛ 2) ...

موحد

موحد : (عربي) آن كه به يگانگي خداوند ايمان دارد، يكتا پرست.

مُنيب

مُنيب : (عربي) (درقديم) بازگشت كننده به سوي حق.

منوچهر

منوچهر : 1- به معني «از نژاد و پشت منوش» [منوش يكي از ناموران قديم]؛ 2-(اَعلام) منوچهر شاه اساطیری ایران، از خاندان ايرج يكي از پادشاهان پيشدادي است. او پسر پشنگ و نوه‌ي ایرج است که به کین خواهی ایرج برخاست و سلم و تور ...

مُنعم

مُنعم : (عربي) 1- (در قديم) داراي مال و نعمت بسيار، ثروتمند، توانگر؛ 2- آن كه به ديگران احسان مي كند، بسيار بخشنده.

منصور

منصور : (عربي) 1- (در قديم ) ياري داده شده، پيروز شده، پيروز و موفق؛ 2- (درحالت قيدي) به صورت غلبه يافته، پيروزمندانه؛ 3- (اَعلام) 1) نام دو تن از امیران سامانی. منصور اول: امیر [350-366 قمری]، محمّد بلعمی وزیر او بود. منصور دوم: امیر ...

مُنتَظِر

مُنتَظِر : (عربي) 1- آن كه در حال صبر كردن براي آمدن كسي يا انجام يافتن كاري يا روي دادنِ اتفاقي است، چشم به راه؛ 2- (در حالت قيدي) در حال انتظار.

مُلك‌آرا

مُلك‌آرا : (عربي ـ فارسي) 1- (در قديم) (به مجاز) مايه‌ي زينت و آراستگي سلطنت يا مملكت؛ 2- (اَعلام) ملک آرا: [1255-1316 قمری]، لقب عباس میرزا نایب السلطنه، شاهزاده‌ي ایرانی، برادر ناصرالدین شاه، مؤلف کتابی در شرح حال خود.

مُكَرم

مُكَرم : (عربي) 1- گرامي و عزيز كرده، عزيز و محترم؛ 2- (در حالت قيدي) (در قديم) با عزت و بزرگي.

مقصود

مقصود : (عربي) آنچه كسي قصد انجام آن را دارد، منظور، مقصد.