معنی اسم مانی

مانی :    ۱- ماني (در لغت) به معني «انديشمند» است؛ ۲- (اَعلام) [۲۱۵-۲۷۶ میلادی] بنيان‌گذار آئين مانوي، وي پسر «فاتك» بود و در ايام جواني به آموختن علوم و حكمت و غور و مطالعه در اديان زرتشتي و عيسوي و ساير دين‌هاي زمان خويش پرداخت و در ۲۴ سالگي ادعاي پيامبري كرد و آئين خود را آشكار ساخت. آموزه‌هاي خود را در کتابی به نام شاپورگان نوشت و به نزد شاپور اول ساسانی برد و مورد پذیرش او قرار گرفت. ولی بعداً شاپور او را تبعید کرد و مانی به هند، تبت و چین رفت. در زمان هرمز به ایران بازگشت [۲۷۲ میلادی] و مورد پذیرش شاه قرار گرفت و به انتشار آیین خود پرداخت. ولی بهرام اول جانشین هرمز او را دستگیر و محاکمه کرد و کشت. از کتابهای دیگر مانی ارژنگ بوده است.

%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c

اسم مانی در لغت نامه دهخدا

مانی .
(ضمیر) مان .
در قزوین لهجه ای است که ضمایر متکلم معالغیر و جمع مخاطب و جمع مغایب را به شکل مان -تان -شان می آورند ولی در ادبیات ظاهراً بسیار نادر و شاذ است و بیشتر در نثر فارسی این ضمیر را در متکلم معالغیر و دوم شخص جمع با یای مجهول ترکیب می کرده اند چون : کردمانی و کردتانی و این مخصوص بلعمی است و کشف المحجوب و اسرارالتوحید و تذکرةالاولیاء نیز آورده ولی در مقدمه ٔ شاهنامه و تاریخ سیستان و گردیزی و بیهقی نیست و در شعر بنظر نرسیده است .
.
.
(از سبک شناسی ج ۱ ص ۳۴۸).
در قدیم در ماضی شرطی و استمراری گاه اول شخص جمع (متکلم معالغیر) و دوم شخص جمع (جمع مخاطب ) را به یای مجهول می پیوستند؛ کردمانی (می کردیم ).
کردتانی (می کردید).
(فرهنگ فارسی معین ) : من که با کالیجارم تا به وقت اسفار سبقها بخواندیمی و در پی او نماز کردیمی و تا بیرون آمدمانی هزار سوار از مشاهیر و ارباب و اصحاب عرایض بر در سرای او گرد آمده بودی .
.
.
(چهارمقاله ).
اگر دست دیگر بیرون بودی نصیب وی بدادمانی .
(تذکرةالاولیاء چ لیدن ص ۲۲۹).
کاشکی بیامدی و هر دینی که بخواستی ما موافقت او کردمانی .
(تذکرةالاولیاء چ لیدن ص ۲۶۹).
کاشکی گوسفندی بودی تا بریان کردمانی .
(تذکرةالاولیاء چ لیدن ص ۳۲۴).
مانی .
(ص ) به معنی نادر باشد که از ندرت است که بی همتا و بی مثل و یکه و تنها باشد.
(برهان ).
صاحب برهان گفته که به معنی نادر باشد یعنی بی همتا.
(انجمن آرا)(آنندراج ).
نادر و بی همتا و بی مثل .
(ناظم الاطباء).
فقه اللغه ٔ عامیانه .
در پهلوی ، مانیک (از مان (خانه ) + یک [ نسبت پهلوی ]) یعنی منسوب به خانه ، مربوط به خانه .
در اوستا ، نمانیه .
(حاشیه ٔ برهان چ معین ).
مانی .
(اِخ ) نام نقاشی بوده مشهوردر زمان اردشیر و بعضی گویند در زمان بهرام شاه بودو بعد از عیسی علیه السلام ظاهر شد و دعوی پیغمبری کرد ، و بهرام شاه بن هرمز شاه او را به قتل آورد.
(برهان ).
نام نقاشی است مشهور.
ولادت او به بابل در دهی موسوم به مردینو و نام اصلی او «قورنیقوس بن قاتن » و شاگرد قادرون حکیم بوده .
دین زردشت و حضرت مسیح را ترکیب نموده و تصرفی در هر دو کرده چون او ظهور کرد اتباع او بسیار شدند و او ادیان سابقه را در یکدیگر آمیخت و کتابی چند تألیف کرد مثل انگلیون و شاپورگان و کنزالاحیاء و سفرالجبابره و مقالات کثیره و خلق را دعوت به خود کرد و مسافرت نمود و در علم نقاشی از نقاشان روم و چین بر سر آمده ، آخرالامر در زمان پادشاهی شاپور به ایران آمد و کتاب خود را که در آن صورتهای عجیب بود بنمود و عقاید خود باز گفت .
پادشاه دانشمند بود با او به مکالمه در آمد تا سخن بدانجا کشید که روانهای پاک از آسمان نزول کرده و به تنهای تیره می پیوندند.
پس از زنان دوری باید کرد و با ایشان نیامیخت تا این راه بسته شود و ارواح پاک در آسمان ها بماند.
شاه گفت بدین سخنان که تو گویی گیتی خراب شود.
آبادی بهتر است یا خرابی ؟ مانی گفت در خرابی تن آبادی جان است .
شاه گفت اگر ترا بکشند در کشتن تو آبادی باشد یا ویرانی ! گفت ویرانی تن و آبادی روان .
شاه گفت با تو ، به گفت تو کار بکنیم و چنین کردند و او را بکشتند و از دروازه ٔ شهر شاپور بیاویختند ولیکن پیروان او بسیار بماندند و ایشان را مانویه گویند.
.
.
و معنی این اسم به پارسی دعا گونه ای است ؛ یعنی بمان .
(انجمن آرا) (آنندراج ).
ولادت اوبه بابل در قریه ای به نام مردینو از نهر کوثی بوده است .
او راست : شاپورگان ، کنزالاحیاء ، سفرالاسفار ، سفرالجبابره ، انجیل مانی و مقالات بسیار دیگر.
(آثار الباقیه ص ۲۰۸ ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مانی بن فتق (فاتق )بن بابک بن ابی برزام از حسکانیه و نام مادر او «میس » یا «اوتاخیم » و یا مریم از اولاد اشکانیان بود.
در زمان شاپوربن اردشیر ظهور کرد.
شاپور نخست دین او بپذیرفت و سپس بازگشت و به اخراج و تبعید مانی فرمان داد و پسر شاپور ، هرمز آنگاه که به سلطنت رسید مانی را بازگردانید و نوازش و مهربانی کرد.
بهرام اول پسر هرمز او را بکشت .
(یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مانی از نجبای ایران بود وبنا بر روایات ، مادرش از خاندان شاهان اشکانی بوده است و پدر مانی فاتک [ پاتک ] از مردم همدان بود که به بابل مهاجرت کرد و در قریه ای در ولایت «مسن » مسکن گزید و با فرقه ٔ مغتسله که یکی از فرق گنوسی است ودر آن زمان در نواحی بین فرات و دجله ساکن بود معاشرت داشت .
در اینجا مانی بسال ۲۱۶ و یا ۲۱۷م .
متولد شد و در کودکی آیین مغتسله گرفته ولی بعد ، چون از ادیان زمان خود مانند زرتشتی و مسیحی و آیینهای گنوسی مخصوصاً مسلک ابن دیصان و مرقیون مطلع گشت ، منکر مذهب مغتسله گردید.
مانی چند بار مکاشفاتی یافت و فرشته ای اسرار جهان را بدو عرضه کرد.
پس به دعوت پرداخت و خود را «فارقلیط» که مسیح ظهور او را خبر داده بود ، معرفی کرد.
مانی گوید: «در هر زمانی پیامبران ، حکمت وحقیقت را از جانب خدا بر مردم عرضه کرده اند گاهی درهندوستان بوسیله ٔ پیغامبری موسوم به بودا و زمانی در ایران بوسیله ٔ زرتشت و هنگامی در مغرب زمین بواسطه ٔ عیسی ، عاقبت من که مانی پیامبر خدای حق هستم ، مأمور نشر حقایق در سرزمین بابل شدم » و هم در سرودی که به زبان پهلوی سروده گوید: «من از بابل زمین آمده ام تا ندای دعوت در همه ٔ زمین بپراگنم ».
مانی در باب مبداء خلقت گوید: «در آغاز دو اصل اصیل وجود داشته : نیک و بد ، نخستین پدر عظمت یا «سروشاو» بود که گاه او را به نام زروان میخوانند ، و او در پنج موجود تجلی می کند که به منزله ٔ واسطه های بین آفریدگار و آفریدگان و در حکم پنج اقنوم پدرند ، این چنین : ادراک ، عقل ، فکر ، تأمل ، اراده .
خدای تاریکی هم پنج عنصر ظلمانی دارد که بر روی یکدگر قرار دارند ، این چنین : دخان یا مه ، آتش مخرب ، باد مهلک ، آب گل آلود ، ظلمات .
مانی به تبع زرتشتیان گوید: قلمرو این دو آفریدگار از جانبی به هم پیوسته و از سه سوی دیگر بی نهایت است .
پادشاه تاریکی چون روشنایی را دید با همه ٔ نیروی خویش بدوحمله برد.
پدر عظمت برای دفاع از مملکت خود ، نخستین مخلوق را بیافرید.
وی ام الحیاة یا مادر زندگان را -که گاهی «رام راتوکه » نامند – بخواند ، و او انسان نخستین را – که گاهی او هرمزد یا اورمزد می نامید – بطلبید (پدر عظمت و مادر زندگان و انسان نخستین تثلیث اول را تشکیل دهند).
پس انسان نخستین پنج فرزند بیافرید که پنج عنصر نورانی دربرابر عناصر ظلمانی هستند ، این چنین : اثیر صافی ، نسیم ، روشنایی ، آب و آتش تطهیرکننده که آنان را به نام پنج مهرسپند یاد کرده اند.
آنگاه انسان نخستین آن پنج عنصر را چون زره بر تن راست کرد و به نبرد پادشاه ظلمات – که او نیز پنج عنصر تاریک را بر خود بسته بود – شد چون انسان نخستین دشمن را زورمند دید ، عناصر نورانی خویش را بدو واگذاشت تا ببلعد.
پنج عنصر نورانی با پنج عنصر ظلمانی آمیخته و این عناصر خمسه ٔ فعلی را که صفات خیر و شر در آنها آمیخته است بوجود آورد.
پس از آن انسان نخستین که خسته و رنجور بود ، هفت بار پدر را به یاری خود خواند.
پدر برای نجات او به آفرینش دیگر پرداخت .
دوست روشنایی یا نریسف پدیدار آمد و او «بان » اعظم را پدید آورد و وی نیز روح زنده را پدید ساخت (تثلیت دوم ).
روح زنده پنج فرزند بیافرید ، این چنین : زینت شکوه ، پادشاه شرافت ، انسان نورانی ، پادشاه افتخار ، حامل (امفرس ) .
پس به اتفاق پنج فرزند خود به طبقات ظلمت فرو رفت و فریادی چون شمشیر برنده برکشید و انسان نخستین را نجات داد.
بعد روح زنده فرزندان خود را فرمان داد که ارکان دولت ظلمت را بکشند و پوست برکنند و مادر حیات از پوست آنان آسمان را بساخت و جسد ایشان را بر زمین تاریکی در سرزمین ظلمات افکند و از گوشت آنها خاک را بیافرید.
کوهها از استخوان آنها ساخته شد.
عالم که از اجساد پلید دیوان ساخته شده ، شامل ده فلک و هشت زمین است ، و هر فلک را دوازده دروازه است .
بعد روح زنده هیآت فریبنده ٔ خود را به فرزندان ظلمات نشان داده در آنها هوسهای شهوانی برمی انگیزد.
به این تدبیر قسمتی از نوری را که بلعیده اند ، رها می کنند.
از این ذرات نور ، آفتاب و ماه و ستارگان را می آفریند.
پس آنگاه هوا و آب و آتش که چرخهای سه گانه اند خلق شده ، و پادشاه افتخار آنها را بر فراز زمین وا می دارد تا نگذارند زهر ارکان ظلمت بر مساکن موجودات زنده فرو ریزد.
پدر برای اینکه کاملاً وسایل محافظت فراهم آید ، پیامبر را که سومین رسول نیز نامند بیافرید (این پیامبر را گاهی خدای عالم نور [ روشن شهر یزد ]و گاه بنا بر لغت شمالی نریسه و به زبان سغدی ایزد میثره گفته اند).
با آفریدن این رسول سلسله ٔ ایزدان هفتگانه تکمیل شد.
عقاید مانویان راجع به تکوین عالم و عمر عالم و وجود حکمت عملیه مفصل است .
شاهپور ساسانی نسبت به مانویان مساعدت کرد و به همین جهت مانی یکی از کتب عمده ٔ خود را به نام شاهپورگان خوانده است .
هرمزد اول هم مانی رابه چشم احترام می نگریسته است ، اما وهرام (بهرام ) اول برادر هرمزد اول که پادشاهی عشرت طلب و سست عنصر بود ، مانی را به دست روحانیان زرتشتی واگذاشت و به قول یعقوبی مجلس مباحثه ٔ عمومیی تشکیل شد و مانی با موبدان موبد به گفتگو پرداخت و شکی نیست که او را مجاب و محکوم کردند و به عنوان خروج از دین ، به زندان افکندند و چندان عذاب دادند تا بدرود جهان گفت .
سال وفات مانی ۲۷۶ یا ۲۷۷م .
است .
مانی مخترع خط جدیدی هم بوده دارای حروف مصوته ، که کتب مانویان پارتی زبان و پارسیک زبان و سغدی زبان و غیره به آن خط که مشتق ازسریانی و ساده تر از آن است ، نوشته شده .
مانی شش کتاب نوشته و منشورهای بسیار به اصحاب و پیروان خود و شاید دیگران هم فرستاده که اسامی عده ای از آنها در ضمن فهرست ۷۶ رساله ٔ مانی و اصحاب او در کتاب الفهرست ابن الندیم به مارسیده است .
پنج کتاب را به زبان آرامی شرقی (که مانی در سرزمین آنان بزرگ شده بود) نوشته و یک کتاب هم به نام شاهپورگان به پارسیک یعنی زبان جنوب غربی ایران نگاشته که بیشتر مندرجات آن راجع به معاد بوده است .
یکی از کتب مانی معروف به سفرالجبابره است که قطعاتی از آن به زبانهای ایرانی بدست آمده و در زبان ایرانی به اسم کتاب «کَوان » خوانده می شد که جمع «کو» و مشتق از لغت اوستایی «کَوی » است که در زمان ساسانیان به معنی جبار استعمال می شده است ، دیگر کنزالاحیاء ، سفرالاسرار ، فرقماطیا که در مآخذ ایرانی ظاهراً «بُنگاهیک » و در لاتینی شاید همان «اپیستولا فوندامنتا» معروف است .
دیگر انجیل زنده یا انجیل مانی را باید یاد کرد ، این کتاب که قطعاتی از آن در آثار تورفان بدست آمده بر۲۱ قسمت مطابق ۲۲ حرف تهجی آرامی بنا شده بوده است ، و ظاهراً یکجلد آلبوم تصاویر که مبین و نشان دهنده ٔمطالب کتاب بوده و در یونانی «ایقون » و در زبان پارتی «اردهنگ » و در پارسیک «ارتنگ » و در قبطی «ایقونس »و در کتب مانوی چینی «تصویر دو اصل بزرگ » نامیده می شد ، ضمیمه ٔ آن بوده است .
(حاشیه ٔ برهان چ معین ) : مردمان خاچو [ به چین ] دین مانی دارند.
(حدود العالم ).
مردمان ساچو [ به چین ] بی آزارند و دین مانی دارند.
(حدود العالم ).
و بیشترین از ایشان [ از مردم چین ] دین مانی دارند ، ملک ایشان شمنی است .
(حدود العالم ).
مانی را به شهر رامهر که شهرکی است [ به خوزستان ] برلب رود نهاده ، کشتند.
(حدود العالم ).
بدان چرب دستی رسیده به کام یکی پرمنش مرد «مانی » بنام .
فردوسی .
فروماند مانی زگفتار اوی بپژمرد شاداب بازار اوی .
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۷ ص ۲۰۶۴).
فروماند مانی میان سخن ز گفتار موبد ز دین کهن .
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۷ ص ۲۰۶۳).
شاپور ذوالاکتاف است اکناف هدایت را مانی ضلالت را بر دار کشد عدلش .
خاقانی .
شنیدم که مانی به صورتگری ز ری سوی چین شد به پیغمبری .
نظامی .
ز نقاشی به مانی مژده داده به رسامی در اقلیدس گشاده .
نظامی .
به تیشه صورت شیرین بر آن سنگ چنان برزد که مانی نقش ارژنگ .
نظامی .
گرچه از انگشت مانی برنیاید چون تو نقش هردم انگشتی نهد بر نقش مانی روی تو.
سعدی .
اگر باور نمی داری رو از صورتگر چین پرس که مانی نسخه می خواهد زنوک کلک مشکینم .
حافظ (دیوان چ قزوینی ص ۲۴۵).
و رجوع به کتاب مانی و دین او از تقی زاده و ایران در زمان ساسانیان ترجمه ٔ رشید یاسمی صص ۱۱۷ – ۱۳۵ و تاریخ یعقوبی ترجمه ٔ محمد ابراهیم آیتی ج ۱ صص ۱۹۵-۱۹۷ و الفهرست ابن الندیم و مجله ٔ یغما سال چهارم شماره ٔ ششم و سبک شناسی ج ۱ ص ۱۰ ، ۱۱ ، ۱۲ ، ۱۸ ، ۴۱ ، ۱۰۷ و الفهرست ابن الندیم و الملل و النحل شهرستانی ج ۲ ص ۷۲ شود.
– دعوت خانه ٔ مانی ؛ نگارخانه ٔ مانی : هوا از صورت هریک چو دعوت خانه ٔ مانی زمین از سایه ٔ هریک چو صنعت خانه ٔ آزر.
خاقانی .
– کارنامه ٔ مانی ؛ ارتنگ .
ارژنگ : نگاه کن که به نوروز چون شده است جهان چو کارنامه ٔ مانی در آبگون قرطاس .
منوچهری .
– نامه ٔ مانی ؛ ارتنگ : یکی چون چتر زنگاری ، دوم چون سبز عماری سیم چون قامت حوری ، چهارم نامه ٔ مانی .
منوچهری .
و رجوع به ارتنگ شود.<

اسم مانی در فرهنگ لغت معین

مانی
[ فر. ] (اِ.) = مانیا: ۱ – دیوانگی ، جنون . ۲ – علاقة مفرط به چیزی یا عملی .

اسم مانی در فرهنگ فارسی

مانی
بینانگذار آیین مانوی ( و. ماردین ۲۱۵ – مقت. ۲۷۶ م .) . وی پسر [ فاتک ] بود و در ایام جوانی به آموختن علوم و حکمت و غور و مطالعه در ادیان زرتشتی و عیسوی و سایر دینهای زمان خویش پرداخت و در ۲۴ سالگی ادعای پیامبری کرد و آیین خود را آشکار ساخت . یک چندی در بین النهرین به تبلیغ و ترویج دین خود پرداخت و آنگاه بوسیله فیروز برادر شاپور اول نخست با مانی به مهربانی رفتار کرده و او و پیروانش را در مذهب خود آزاد گذاشت . ولی بعد طرف بی میلی پادشاه قرار گرفت و از ایران تبعید گردید . مانی در ایام آوارگی کشورهای هند و تبت و چین را سیاحت کرد و پس از مرگ شاپور در سال ۲۷۲ م . به ایران بازگشت . هرمز جانشین شاپور و رودش را گرامی داشت و او اجازه یافت که تعالیم آیین خود را آزادانه منتشر سازد . مانی در این زمان بیشتر بین مسیحیان بین النهرین به نشر اصول و تعالیم مذهب خود پرداخت و در اندک مدتی پیروان بسیاری یافت . پس از هرمز دیری نپایید که بهرام اول مانی را دستگیر کرده و مقتول ساخت . مانی کتب بسیار نوشت که از آن جمله : [ شاپورگان ] به زبان پهلوی بوده است. وی برای اینکه اصول آیین خود را به مردم بیسواد نیز بیاموزد آنها را با تصاویر زیبا در کتابهای خود جلوه گر میساخت و بهمین سبب او را مانی نقاش هم گفته اند . از کتابهای دیگر او یکی هم : [ ارژنگ ] یا [ ارتنگ ] بوده است . با کشته شدن مانی پیروان او از بین نرفتنهد بلکه سالیان خیلی دراز در عالم پراکنده شده قرنها دوام نموده و پیشرفتهای ادبی صنعتی و فنی داشته اند . حتی پس از ظهور اسلام آیین مانوی اهمیت خود را از دست نداد و در آسیای مرکزی تا نواحی تبت انتشار داشته است . در اروپا هم آیین مانوی تا جنوب فرانسه نفوذ کرده بود بطوریکه در سال ۱۲۰۹ م . [ سیمون دو مون فر ] بنام دفاع از مسیحیت بر علیه [ آلبی ژن ] که متهم به تبعیت ازمانی بود بنای جنگ و جدال گذارد و [ سن اگوستین ] پیش از قبول مذهب مسیح چندین سال پیرو مانی بوده است . مذهب مانی آمیزشی از ادیان زرتشتی عیسوی بودایی و یونانی است . مانی میگوید عالم از دو عنصر روشنایی و تاریکی بوجود آمده و بهمین سبب اساس آن بر خوبی و بدی استوار است ولی در پایان دنیا روشنایی از تاریکی جدا خواهد شد و صلح ابدی همه جا را فرا – خواهد گرفت . وظیفه یک نفر مانوی آن بود که بکوشد تا روشنایی و تاریکی را از یکدیگر دور سازد و آمیزش آنها را بهم زند یعنی وجود خویش را از بدی و فسادی که منسوب به تاریکی است منزه گرداند و از لذات دنیایی مانند ازدواج خوردن گوشت و نوشیدن شراب و گرد آوردن مال و امثال آن خودداری کند . بعقیده مانی در آغاز دو اصل اصیل وجود داشته که عبارتند از : نیک و بد . نخستین پدر عظمت بود و او را پنج موجود تجلی کرد که به منزله واسطه های بین آفریدگار و آفریدگانند چون : ادراک عقل فکر تامل و اراده . خدای تاریکی هم پنج عنصر ظلمانی دارد مانند : وخان ( مه ) آتش مخرب باد مهلک آب گل آلود و ظلمت . در آغاز تاریکی به روشنایی حمله برد و پدر عظمت برای دفاع از کشور خویش نخستین مخلوق یعنی [ مادر زندگانی ] را بیافرید و پنج عنصر نورانی را برابر پنج عنصر ظلمانی بیافرید که عبارتند از : اثیر صافی نسیم روشنایی آب و آتش پاک کننده انسان . مانی رسالت زرتشت بودا و مسیح را تایید کرده ولی درباره مسیح میگوید : مسیح حقیقی روح محض بوده و جسم نداشت و شخص مصلوب بنام مسیح یکی از مخالفان وی بوده است .
۱- ( اسم ) دیوانگی جنون . ۲- علاق. مفرط بچیزی یا عملی . توضیح احتراز از استعمال این کلم. بیگانه اولی است .
نادر بی هممتا
مانی الموسوس
محمد بن القاسم مکنی از شاعران است
مانی تربتی
از مردم تربت است
مانی توبا
دریاچه ای در کانادا در ولایت بهمین نام
مانی شیرازی
از شاعران معاصر سام سمیرزای صفوی
مانی فریب
آنچه بسیار ماهرانه و هنرمندانه ساخته شده باشد
مانی مشهدی
وی در کاسه گری و نقاشی مهارت دشات
آلا مانی
لوئیگی شاعر و بشر دوست ایتالیائی ( و. فلورانس ۱۴۹۵ – ف. ۱۵۵۶ م . ) وی مورد حمایت فرانسوای اول بود .
ابراهیم قره مانی
از امرای قره مان در آسیای صغیر
اصحاب مانی
پیروان مانی . کسانیکه به مانویت اعتقاد داشتند .
انجیل مانی
کتاب معروف مانی که آن را در پهلوی ارتنگ و در یونانی ایقون و در پارتی اردهنگ و در قیطی ایقونس و در کتب مانوی چینی تصویر دو اصل بزرگ و در فارسی ارتنگ و ارثنگ و ارژنگ نامیده اند . قطعاتی از آن در آثار تورفان به دست آمده است .
حسین آباد مانی
ده کوچکی است از دهستان بشاریات بخش آبیک شهرستان قزوین
خود مانی
( صفت ) خصوصی بی تعارف و تکلف صحبت خودمانی .

اسم مانی در اسامی پسرانه و دخترانه

مانی
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: نام بنیانگذار آیین مانوی
مانیا
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: یونانی
معنی: معرب از یونانی ، دیوانگی ، جنون
مانیان
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: دهی از دهستان جلگا در بخش کوهک شهرستان فیروزآباد – همچنین بی نظیر و بی همتا
مانیوک
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فرانسه
معنی: نام گیاهی با ریشه های ضخیم و دارای نشاسته بسیار

برای مشاهده با کیفیت بیشتر، روی تصویر کلیک کنید

 تصویر و معنی اسم مانی

 

اسم دختر


اسم پسر

 

ارسال دیدگاه

(*) لازم، ایمیل شما منتشر نخواهد شد