دشمن آینده کودک را بشناسید

همه ی ما آرزو داریم، فرزندانی باهوش و درسخوان داشته باشیم و هرگز جهت فرزندانمان نمی پسندیم که تحصیلاتشان را نیمه کاره رها کنند و به این شکل وارد

دشمن آینده کودک را بشناسید

دشمن آینده کودک را بشناسید

هشداری مهم به والدین و معلمان

همه ی ما آرزو داریم، فرزندانی باهوش و درسخوان داشته باشیم و هرگز جهت فرزندانمان نمی پسندیم که تحصیلاتشان را نیمه کاره رها کنند و به این شکل وارد بازار کار بشوند ولی همه ساله این اتفاق جهت بسیاری از نوجوانان و جوانان ما می افتد که ریشه آن را باید در کودکی و در دبستانشان جستجو کرد.

انسی نوش آبادی -بخش خانواده ایرانی

در ریشه یابی این مسئله نمی توانیم تقصیر را متوجه هوش و ادراک فرزند ها کنیم. همه ی ما شاهدیم که بسیاری از دانش آموزان باهوش و خلاق هم، نیمه ی راه دچار چنین سرنوشتی می شوند.

عبارات مهم : یادگیری – خاطرات
در حقیقت آینده کودکان ما به اوضاع دبستان ها گره خورده هست. دبستانی که بتواند جهت کودکان، حاوی خاطرات خوش و روزهای دلپذیری باشد، کودک ما را درسخوان می کند. ولی دبستانی که پر از خاطرات تلخ و روزهای لبریز از اضطراب و زحمت باشد، دشمن ادامه تحصیل فرزندانمان خواهد شد.
به عبارت دیگر آنچه ضامن ادامه تحصیل فرزندان ما خواهد بود، علاقه و علاقه به درس و مدرسه است که مخصوصا در کودکی و در دبستان باید جهت دانش آموزان ایجاد شود.

اگر دانش آموز در سالهای اول تحصیل، به مدرسه و معلم و دوستانش دلبسته شود و مدرسه را عمیقا دوست بدارد در بزرگسالی هم به تحصیلاتش ادامه خواهد داد، حتی اگر چندان باهوش هم نباشد و از هوش متوسطی برخوردار باشد. هنگامی که علاقه و علاقه داشته باشد چنان تلاش خواهد کرد که پرفسور … خواهد شد.

دشمن آینده کودک را بشناسید

ولی هنگامی که یک دانش آموز هر چند درسخوان و باهوش، به هر دلیلی در مدرسه روزهای سخت و پر استرسی را تجربه کند و دائم بر حجم خاطرات تلخش از معلم و کلاس و مدرسه افزوده شود، اگر چه جزء نفرات برتر مدرسه باشد، امیدی به موفقیت و ادامه تحصیلش در آینده نخواهد بود. متاسفانه کم نیستند، معلمان و والدینی که گمان می کنند اصل مهم در آموزش فرزند ها، یادگیری دقیق مطالب درسی هست. لذا به اوضاع معنوی روانی دانش آموز چندان توجهی ندارند.

بعضی معلمان نوشتن تکالیف زیاد را به نفع فرزند ها می دانند ولی کودکی خودشان را فراموش کرده اند که مشقهای طولانی چقدر برایشان آزار دهنده بود

ضربه ای به روح کودک وارد نکنید

اصل مهم در آموزش فرزند ها مخصوصا فرزند های دبستانی، علاقمند کردن فرزند ها به تحصیلات و کنجکاو کردن فرزند ها جهت دانستن هست. که این هر دو اصل ربطی به نتیجه ی امتحانات ندارند. درست است که دانش آموزان باید از پایه نیرومند شوند و نیرومند اوج بروند ولی رعایت این مسئله تا جایی باید جهت معلم و والدین اهمیت داشته باشد که ضربه ای به روح و قلب کودک وارد نکند.

کودکی که با اضطراب و ناراحتی درس می خواند و وظیفه انجام می دهد بعدها تحصیل را رها خواهد کرد یا لااقل جهت موفقیت اش تلاشی نخواهد کرد. خودمان اگر اکنون به کودکی و دوران دبستانمان فکر کنیم، هرگز به یاد نمی آوریم نمره ی امتحان ریاضی مان چه بود؟ آنچه سریع به یاد می آوریم و تحت تاثیرش احساساتمان عوض کردن می کند، رفتاری است که در طول تحصیل از سوی معلم و هم کلاسی دیده ایم. اگر خاطرات خوشی داشته باشیم هنوز هم آرزو می کنیم پشت میز و نیمکت ها بنشینیم و درس بخوانیم.

دانش آموز را مضطرب نکنید

یک اصل مسلم روانشناسی این است که اضطراب، قدرت یادگیری افراد را کم کردن می دهد. انسان هنگامی که اضطراب پیدا می کند نه چیزی می فهمد و نه چیزهایی که می داند را به خاطر می آورد انسان ممکن است تحت تاثیر اضطراب زیاد نام خودش را هم فراموش کند. در این صورت آیا بعضی از معلمین یا والدین توقع دارند با تنبیه و ترساندن دانش آموزی را مجبور به یادگیری کنند. آنها غافلند که همان لحظه که دانش آموز را مضطرب کرده و قدرت یادگیری او را به شدت کم کردن داده اند. برعکس اگر بتوانیم دانش آموزان را شاد و سرحال نگه داریم و با تشویق و دوستی با آنها واکنش‌ها کنیم آنها را جهت یادگیری جنبش کرده ایم و حواسشان را روی درس متمرکز کرده ایم. خوشا به حال معلم یا مادری که در تمرین با کودک او را می خنداند و شاد می کند. البته نه خنده ای که موجب بازیگوشی و حواس پرتی شود. در این خصوص قدرت کنترل مادر یا معلم اهمیت دارد.

همه ی ما آرزو داریم، فرزندانی باهوش و درسخوان داشته باشیم و هرگز جهت فرزندانمان نمی پسندیم که تحصیلاتشان را نیمه کاره رها کنند و به این شکل وارد

بازی یادتان نرود

مادری می گفت، من هنگامی که می بینم فرزندم حوصله درس خواندن ندارد، یک بازی ترتیب می دهم که در آن بازی درسهایش تمرین می شود. به عنوان نمونه کنارش می نشینم و از او می خواهم روی هر کلمه ای که دست می گذارم آن را بخواند. سپس با حرکاتی طنز آمیز و کلماتی بچگانه بازی را انجام می دهم.
در برابر مادر دیگری می گفت، موقع انجام تکالیف فرزندم چنان سخت گیری می کنم و کلمه به کلمه مشق او را زیر نظر می گیرم که فرزندم با ترس و دلهره و گاهی با گریه مشقهایش را می نویسد.

اصل مهم در آموزش فرزند ها مخصوصا فرزند های دبستانی، علاقمند کردن فرزند ها به تحصیلات و کنجکاو کردن فرزند ها جهت دانستن است

مشق زیاد بی خاصیت

در بین معلمان هم نحوه فکر های مختلفی وجود دارد که بعضی از آنها اگر چه از روی دلسوزی معلم اجرا می شوند، به نفع دانش آموزان نیستند. بعضی معلمان نوشتن تکالیف زیاد را به نفع فرزند ها می دانند ولی کودکی خودشان را فراموش کرده اند که مشقهای طولانی چقدر برایشان آزار دهنده بود. مشق نوشتن تا اندازه ی کم، جهت یادگیری واجب است ولی مشق زیاد هیچ تاثیر خوبی روی فرزند ها ندارد. تکالیف فرزند ها هنگامی که زیاد باشد آنها را خسته و بی حوصله می کند و هنگامی که یک دانش آموز خسته و بی حوصله می شود هیچ چیزی را یاد نمی گیرد او صرفا می نویسد بدون اینکه با آن نوشته ارتباطی برقرار کند. مشقهای زیاد فقط فرزند ها را از درس و مدرسه بیزار می کند و هیچ خاصیت دیگری ندارد.

با دانش آموز ضعیف، مدارا کنیم

با دانش آموزانی که درسشان ضعیف هست، مدارا کنیم تا هنگامی که بزرگتر شوند و به اهمیت درس و تحصیل پی ببرند و با تلاش زیاد ضعفهایشان را جبران کنند. دانش آموزی که به کلاس دوم می رود لااقل بر تمام درسهای کلاس اول تسلط پیدا کرده و ضعفهایش جبران می شود. چنین دانش آموزی کُند پیش می رود ولی اگر روح یادگیری و علاقه به تحصیل در او حفظ شود، بعدها با تلاش خودش عقب ماندگیها را جبران می کند. اگر می خواهیم آینده کودکانمان را به عالی ترین شکل رقم بزنیم باید به احساسات دانش آموزان و اوضاع روانی ارزش توجه داشته باشیم.


دشمن آینده کودک را بشناسید

واژه های کلیدی: یادگیری | خاطرات | اضطراب | فرزندان | مدرسه | فرزند | معلمان | اضطراب

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا