جستجوی پیشرفته:

اسم دختر عربی

آفاق

آفاق:    (عربي) 1- جمع افق، عالم، گيتي، جهان؛ كرانه‌هاي آسمان، اطراف؛ 2- (به مجاز) عالم ظاهر، جهان ماده؛ 3- (در قديم) (به مجاز) جهانيان، همه‌ي مردم جهان.

آصفه

آصفه :    (عربی ـ فارسی) (آصف + ه (پسوند نسبت))، منسوب به آصف، ه آصف.

آسیه

آسيه :    (عربي) (مؤنث أسِيَ، أسَيً) 1- اندوهگين؛ 2- استوانه، ستون؛ 3- (اَعلام) نام زن فرعون [رامسس دوم 1304- 1237 پیش از میلاد] معاصر با موسي(ع) كه در روايات اسلامي زني صالح و متقي و نيكوكار معرفي شده است، و به حضرت موسی(ع) ایمان ...

آرنیکا

آرنيكا :    1- (در گياهي) هميشه بهار كوهي، تنباكوي كوهي؛ 2- (در عربي) دُخانُ‌الفُوج، خانِقُ الفَهد؛ 3- (در انگليسي، فرانسه و آلماني) آرنيكا، Arnica.

ایناس

ايناس:  (عربي) (در قديم) انس، مؤانست، انس دادن، خو گرفتن، انس يافتن، دمسازي.

ایمانه

ايمانه:    (عربي ـ فارسي) (ايمان + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ايمان، م ايمان.

ایما

ايما:    (عربي) 1- چيزي را با حركتِ دست يا چشم و ابرو نشان دادن، اشاره؛ 2- بيان موضوعي به طور رمز يا خلاصه.

ایلا

ايلا:    (عربي) 1- ايلا و ايله در قاموس كتاب مقدس به معني درختان آمده؛ 2- (اَعلام) نام شهري در ساحل شرقي خليج بحر قلزم.

اَنیسه

اَنيسه :    (عربي) (مؤنث انيس)، زن انس گيرنده و همدم، زن مصاحب و هم‌نشين. + ( اَنيس.

اَنیسا

اَنيسا:    (عربي ـ فارسي) (اَنيس + ا (پسوند نسبت))، منسوب به اَنيس؛ ( اَنيس.

اسم دختر


اسم پسر