اسم پسر

اسم پسر دلبند خود را با آگاهی انتخاب کنید , اسم های پسر , نام پسر ایرانی , نام پسر کردی , نام پسر ترکی , نام پسر عربی , معنی اسامی پسر


بينش

بينش : (اسم مصدر از ديدن) 1- (به مجاز) قدرت ادراك و شناخت معمولاً وسيع و ژرف، بصيرت؛ 2- (به مجاز) نگرش؛ 3- (در قديم) توانايي رؤيت، ديدن؛ 4- (در قديم) چشم؛ 5- (اَعلام) سيد تقی بينش نويسنده و محقق متون کهن موسيقی سنتی ايران ...

بيژن

بيژن :    (پهلوي) (اَعلام) نام پهلوان ايراني، پسر گيو و نواده ی گودرز و رستم، كه داستان دلاوري‌هاي او در شاهنامه‌ي فردوسي و بيژن نامه آمده است [«گرشويج» (Gershevitch) درباره‌ي نام بيژن دو پيشنهاد داد: نخست آن که آن را مأخوذ از جزء دوم ...

بِهياد

بِهياد : (به + ياد) 1- دارنده‌ي بهترين ياد؛ 2- (به مجاز) كسي كه از او به نيكي ياد مي‌كنند.

بِهنيا

بِهنيا : نيك نژاد، داراي اصل و نسب، اصيل، شريف.

بِهنود

بِهنود : (دردساتير) پسر عزيز.

بِهنام

بِهنام :    1- نيك نام، خوش نام؛ 2- (اَعلام) شهرت باستان شناس معاصر (عيسی بهنام) از بنيانگذاران رشته ی باستان شناسی دانشگاه تهران و از پايه گذاران موزه ی مردم شناسی.

بَهمنيار

بَهمنيار : 1- دوست و ياورِ نيك منش؛ 2- بهمن داده (آفريده)؛ 3- (اَعلام) 1) ابن مرزبان مكني [كنيه او] به ابوالحسن، فيلسوف مشائی [قرن 5 هجری] و شاگرد مشهورِ ابن سينا؛ 2) احمد بهمنيار،[1261-1334 شمسی] اديب و استاد دانشکده‌ي ادبيات و علوم انسانی دانشگاه ...

بَهمن

بَهمن :   1- (در اوستایی، vohumana)؛ 2-(در پهلوي، vahuman) نيك انديش، به منش، نیک نهاد؛ 3- (در گاه شماري) ماه يازدهم از سال شمسي؛ 4- (در گياهي) نام گياهي دو ساله و سبز رنگ با گلي زرد رنگ كه ريشه‌ي آن مصرف دارويي دارد؛ ...

بُهلول

بُهلول : (عربی) 1- به معنای مرد خنده رو؛ 2- مهتر نیکو روی؛ 3- جامع همه‌ي خیرات؛ 4- (در حوزه های فرهنگی غیر عرب نظیر تاجیک) به معنی گول و لوده؛ 5- (در شمال افریقا) به معنای عام ساده دل است؛ 6- (اَعلام) ابو وُهیب ...

بِهكام

بِهكام : (به مجاز) كسي كه به بهترين وجهي به آرزوي خود رسيده؛ بهترين كامروا.

اسم دختر


اسم پسر