تاریخچه تقویم ایران ومعنی اسم ماهای سال

اااتقویم


بریم سراغ تاریخ…

تاریخچه ی استفاده از تقویم در ایران بر می گرده به حدودا ۴ هزار سال پیش، یعنی سال ها قبل از پیدایش زرتشت. با گذر زمان و در طول تاریخ تقویم نگاری ایرانی -مثل همه ی تقویم های دیگه ی دنیا- تغییرات زیادی در خودش دیده.

نوشته های کهن ایرانی حاکی از اینه که تقویم ایرانی از تقویم بابلی ها الهاماتی گرفته. سال ۳۶۰ روز داشت (۱۲ ماه ۳۰ روزه) و هر ۶ سال یک بار، برای هماهنگی فصل ها، سال ۱۳ ماهه می شد. حدود ۲۵۰۰ سال پیش، یعنی بعد از میلاد زرتشت و شکل گیری حکومت هخامنشی، تقویم ایرانی تغییراتی در خودش دید. این تغییرات رفته رفته در طی حدودا ۳۰۰ سال به شکل نهایی خودش در اومد. با این تغییرات، اسم ماه ها به اسم ایزدان زرتشی در اومد و اسم ایزدان زرتشتی به روزهای ماه ها هم اضافه شد. در این تقویم، هر روز ماه اسم خودش رو داشت؛ به عنوان مثال ۴ روز از هر ماه متعلق به اهورا مزدا بود؛ روزهای دیگه ی ماه هم به نام ایزد های دیگه بودن.

بعد از گذر سال های بسیار و بعد از این که جولیوس سزار، در ۴۶ سال قبل از میلاد مسیح تقویم ۳۶۵ روزه رو اعمال کرد، پادشاه ساسانی -اردشیر اول- از این ترکیب که توسط سزار به کار برده شده استقبال کرد و ۵ روز به تقویم ایرانی اضافه کرد. در واقع این دو تقویم، و بسیاری از تقویم های کنونی دنیا که ۳۶۵ روز در سال دارن، از تقویم مصری اشتقاق پیدا کردن. استفاده از تقویم ۳۶۵ روزه مشکلاتی ایجاد کرد. همون طور که گفته بودم هر روز سال برای زرتشتی ها اسم و رسمی داشت، و گرچه این ۵ روز هم به نام روزهای “گاتاها” که قسمتی از اوستا است به تقویم اضافه شد، ولی به دلیل عقب و جلو شدن روزها مشکل ایجاد می کرد. جشن ها و روزهای مهم دیگه ی سال با اضافه شدن این ۵ روز به هم می ریخت و مردم گیج می شدن و نمی دونستن که چه روزی رو باید جشن بگیرن و چه دعایی رو در چه روزی باید بخونن. تا به امروز به دلیل این مشکل، بسیاری از جشن های زرتشتی دو تاریخ متفاوت دارن.

نوه ی اردشیر اول، یعنی هرمز یکم، سعی کرد به این وضع سر و سامون بده، و نتونست کامل موفق شه. بعد از اون هم یزدگرد سوم تغییراتی اعمال کرد. این آخرین تغییراتی بود که به این تقویم وارد شد. سال ۶۳۲ بعد از میلاد مسیح، یعنی همون سال به قدرت رسیدن یزدگرد سوم، آغاز دوره ی جدید تقویم نگاشته شد.

ولی بعد از گذر چند سال کوتاه، اعراب ایران رو فتح کردن و کاسه کوزه ی این تقویم کلا به هم خورد. با فتح ایران توسط اعراب تقویم هجری قمری اعمال شد. برای سال ها تقویم رسمی کشور، همون تقویم عربی/اسلامی بود که ماه های عربی داشت و مبدا اون هجرت پیغمبر اسلام از مکه به مدینه بود.

حدود ۴۰۰ سال بعد، مهم ترین تغییری که تا به امروز شاهد اون هستیم اتفاق افتاد. شاه وقت، “جلال الدین ملکشاه سلجوقی” بود. در زمان ملکشاه ایران قدرت بسیاری پیدا کرد. در زمان همین شاه بود که ایران به بزرگ ترین اندازه ی خودش بعد از اسلام رسید. ملکشاه از افراد کارآمد و لایقی مثل خواجه نظام الملک طوسی و عمر خیام در پیش برد مسائل استفاده می کرد.

خلاصه، در تاریخ ۳ رمضان ۴۷۱ هجری قمری، زیر نظر منجمین و ریاضی دان های مجرب اصفهان، تقویم هجری قمری در ایران، به تقویم هجری شمسی تغییر کرد. یعنی برای اولین بار به صورت رسمی بین تقویم یزدگردی و اسلامی راه میانه ای انتخاب شد. با اعمال این تقویم، مبدا تاریخ هجرت پیغمبر بود، ولیکن ماه های سال بر منبای حرکت خورشید و تقویم زرتشتی یزدگرد تنظیم شد. این تقویم به نام تقویم “جلالی” شناخته می شه و مادر تقویم کنونی ایران محسوب می شه.

بعد از گذشت حدودا ۹۰۰ سال، با تصویب مجلس شورای ملی در ۱۱ فروردین ۱۳۰۴، گاه‌شماری هجری خورشیدی تغییراتی کرد (به عنوان مثال تعداد روزهای هر ماه از حالت نامنظم داشتن ۲۹ الا ۳۲ روز در اومد) و به عنوان تقویم رسمی کشور اعلام شد. این تقویم تا به امروز در ایران استفاده می شه.

از لحاظ ملاحظات ریاضی و نجومی، تقویم هجری شمسی ایرانی دقیق ترین تقویم رسمی در دنیاست!

(تقویم ایرانی هر چند هزار سال هم یک روز خطا نداره. در صورتی که تقویم های دیگه ی دنیا -به عنوان مثال تقویم میلادی- خطا دران. امروزه برنامه های کامپیوتری تقویم های دقیق تر از تقویم کنونی ایرانی تنظیم کردن، ولی دقیق ترین تقویم که به طور رسمی در دنیا به کار گرفته می شه، تقویم ایرانه.)

خلاصه، هنوز هم که هنوزه، مطمئن نیستم که احساس خوبی نسبت به تقویمی که امروزه توی ایران به کار می ره دارم یا ندارم. البته که دقتش ستودنیه و بهش افتخار می کنم، ولی اسم های ماه هاش یه جورایی شرک آلوده. شاید اگر آدم به اسم هاش به صورت کلماتی مستقل از معنی کهن و زرتشتیشون نگاه کنه، بشه یه جورایی ماست مالیش کرد. نمی دونم! {منظورم از شرک یعنی قائل بودن معبود یا خالقی یا نیروی اهورایی جز خدای یگانه}

: جالبه که بدونین ماه های میلادی هم (یعنی همون ماه های تقویم گرگوریان) که توسط پاپ گرگوری سیزدهم پایه گذاری شد، اسم های شرک آلود داره! ماه های تقویم میلادی هم برگرفته از نام های رومی هستن.

معنی اسم ماه های مختلف (منبع):

فروردین :

فروردین نام نخستین ماه و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان ” فرورتینام ” ، در پهلوی ” فرورتین ” و در فارسی ” فروردین ” گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده پیشینیان ، ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته ، برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب به دنیای دیگر میروند.

اردیبهشت :

اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا ” اشاوهیشتا ” و در پهلوی ” اشاوهیشت ” و در فارسی ” اردیبهشت ” گفته شده است . به معنی راستی و درستی ، تقدس ، قانون و آئین ایزدی ، پاکی و … که بسیار هم در اوستا به کار برده شده است. همچنین دارای صفت عالی است به معنای بهترین و بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است. در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است و در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت ” مانند بهشت ” هم آمده است.

خرداد :

خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان ” هئوروتات ” ، در پهلوی ” خردات ” و در فارسی ” خورداد یا خرداد ” گفته شده است . به معنای کمال و رسایی است و ایزدان تیر و باد و فروردین از همکاران خرداد میباشند. خرداد نماینده کمال و رسایی اهورامزدا است و در گیتی به نگهبانی از آب گماشته شده است.

 تیر :

تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا ” تیشریه ” ، در پهلوی ” تیشتر ” و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی ” تیر” گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق میشود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ، از باران بهره مند میشود و کشتزارها سیراب میگردد. تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند و هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران میدهد.

 مرداد :

مرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا “امرتات ” ، در پهلوی ” امرداد ” و در فارسی ” مرداد ” گفته شده است و مرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی ، پس واژه ” مرداد ” به غلط استعمال میشود و باید ” امرداد ” گفته شود . در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا خصایص امرداد عبارتند از :نیک اندیشی ، صلح و سازش ، راستی و درستی ، فروتنی و محبت به همنوع ، تامین اسایش و امنیت بشر که او را دارای کمال مطلوب کرده است .

شهریور :

شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا ” خشتروئیریه ” ، در پهلوی ” شتریور ” و در فارسی ” شهریور ” میدانند که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی منتخب و برگزیده است. این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است و شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات . چون نگهبانی فلزات با اوست او را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند و روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ میشود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.

مهر :

در سانسکریت ” میترا ” ، در اوستا و پارسی ” میثر ” و در پهلوی ” میتر ” و در فارسی ” مهر ” گفته میشود و به معنی پیوستن است.  اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان و در سانسکریت به معنی دوستی پروردگار و روشنایی و فروغ استو در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ، ایزد همواره بیدار و نیرومند است و برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست. مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمیماند. برای انکه از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است و مقام مهر در بالای کوه  ” حرا ” است ، انجایی که نه روز است و نه شب ، نه گرم است و نه سرد ، نه ناخوشی و نه بیماری . مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است و مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان میشتابد.

آبان :

در اوستا ” آپ ” در پارسی باستان ” آپی” و در فارسی ” آب ” گفته میشود. در اوستا بارها ” آپ “به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است و نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را آبان میدانند. ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنکه ” زو ” که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده و او را شکست داده و از ملک خویش بیرون کرده ، ایرانیان این روز را جشن میگیرند . دیگر آنکه چون بعد از مدت هشت سال در ایران عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن گرفتند و آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار میگیرد.

آذر :

در اوستا ” آتر – آثر ” در پارسی باستان ” آتر ” در پهلوی ” آتر ” و در فارسی ” آذر ” میگویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است. آریائیان بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت میدادند و ایزد آذر نزد هندوان ” آگنی ” خوانده شده و در ” ودا  ” کتاب کهن و مقدس هندوان از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار میگیرد.

دی :

در اوستا ” داثوش یا دادها ” به معنی آفریننده ، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر ” دا ” به معنی دادن و افریدن است. در خود اوستا صفت دی برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است .

بهمن :

در اوستا ” وهومنه ” ، در پهلوی ” وهومن ” و در فارسی ” وهمن یا بهمن ” گفته شده است . به معنی خوب و نیک و معنی منش ، نیک اندیش و نیک نهاد است و نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان است و در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. یکی از وظایف بهمن این است که گفتار نیک را تعلیم دهد و از هرزه گویی باز دارد. خروس که از پرندگان مقدس به شمار میرود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده و مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار میخواند ویژه بهمن است. لباس سفید هم از آن بهمن است و همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در ماه بهمن منع شده است . بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده میشود و در طب نیز این گیاه معروف است.

اسفند :

دراوستا ” اسپنتا آرمیتی ” در پهلوی ” اسپندر ” و در فارسی ” سپندار مذ ، سفندارمذ ، اسفندارمذ و گاه به تخفیف سپندار و اسفند” گفته شده است . به معنی پاک ، مقدس ، درست ، بجا و اندیشیدن ، فروتنی ، بردباری و سازگاری است . سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است و موظف است که همواره زمین را خرم ، آباد ، پاک و بارور نگهدارد . هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست . خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است . بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ میباشد

اسامی مشابه

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا