اسم دختر


اسم پسر


اسامی جدید

وَهَب

وَهَب : (عربي) 1- (در قديم) بخشش، عطا؛ 2- (اَعلام) 1) وهب ابن عبدمناف: [قرن 6 میلادی] پدر بزرگ مادری پیامبر اسلام(ص) و از بزرگان مکّه؛ 2) وهب ابن عبدالله: [قرن اول هجری] از ياران امام حسين(ع) كه در روز دهم محرم سال 61 هجری ...

وهاب

وهاب : (عربي) 1- (در قديم) بسيار بخشنده؛ 2- از نام‌ها و صفات خداوند.

ونداد

ونداد : (پهلوي) (= وندات)، نام خاص(؟).

وليد

وليد : (عربي) 1- (در قديم) زاده، فرزند؛ 2- (اَعلام) 1) نام دو تن از خلیفه‌هاي اموی: ولید اول: خلیفه [86-96 قمری]. ولید دوم: خلیفه [125-126 قمری]؛ 2) ولیدابن عتبه: [قرن اول هجری] امیر اموی، والی مدینه در زمان امام حسین(ع)؛ 3) ولیدابن عقبه: [قرن ...

ولي‌الله

ولي‌الله : (عربي) 1- ولي خدا، دوست خدا؛ 2- (اَعلام) از القاب حضرت علي(ع).

ولي

ولي : (عربي) 1- پدر يا مادر يا كفيل خرج كودك؛ 2- (در فقه، در حقوق) آن كه بر طبق قانون اختيار تصميم گيري در مورد ديگري دارد؛ 3- (در اديان) دارنده‌ي بالاترين مقام در دين پس از پیامبر اسلام(ص)؛ 4- (در قديم) دوست؛ 5- ...

وَفادار

وَفادار : (عربي ـ فارسي) آن كه يا آنچه به تعهد، دوستي و عشق پاي بند باشد، با وفا.

وَفا

وَفا : (عربي) 1- پايدار بودن در قول و قرار، تعهد دوستي يا عشق؛ 2- (در قديم) دوستي، رفاقت؛ 3- (اَعلام) ميرزا محمّد حسيني فراهاني متخلص به «وفا» از شعراي معروف اوائل قرن 13 هجري و عموي قائم مقام فراهاني.

هيوا

هيوا : (كردي، hiwā ) اميد.

هيمن

هيمن : (كردي، hemin ) آرام.