معنی اسم هانیتا

هانیتا :    (هاني+ تا = نظير، مانند)) ۱- نظير و مانند هاني؛ ۲- مسرور و شاد.

 

 

اسم هانیتا در لغت نامه دهخدا

هانی. (فعل امر) به لغت پهلوی امر به نشستن باشد یعنی بنشین. (برهان ) (ناظم الاطباء) (جهانگیری، نسخه ٔ خطی مؤلف ) …. و هانی به زبان پهلوی و پارسی آن بود که بنشین. (تاریخ طبری ترجمه ٔ بلعمی نسخه ٔ خطی مؤلف ورق ۲۲۵). رجوع به هامرز شود.
هانی. (اِخ ) (ابن…) رجوع به ابن هانی شود.
هانی. (اِخ ) از موالی عفان و تابعی است. (منتهی الارب ).
هانی. (اِخ ) ابن توبةبن سحیم بن مرة، معروف به الشویعر الحنفی. از شعرای اسلامی است. درباره ٔ ضحاک بن قیس گوید:
اذا شمر الضحاک للحرب شبها
غلام غذتة للحروب ربائبه.
و ابوالعباس احمدبن یحیی ثعلب این ابیات را از او نقل کرده است :
یحیی الناس کل غنی قوم
و یبخل بالسلام علی الفقیر
و یوسع للغنی اذا رأوه
و یحبی بالتحیة و الامیر.
و نیز گوید:
و ان الذی یمسی و دنیاه همه
لمستمسک منها بحبل غرور.
(معجم الشعراء مرزبانی ص ۱۴۲).
هانی. (اِخ ) ابن جزٔبن النعمان المرادی. صحابی است. وی شاهد فتح مصر بوده است. (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانی. (اِخ ) ابن حارث بن جبلةبن حجر الکندی. صحابی است. (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانی. (اِخ )ابن حبیب الداری. صحابی است. الرشاطی گفته است : اولین بار که هانی نزد پیغمبر آمد قبایی مزین به طلا به رسول اﷲ اهداء کرد و پیغمبر آن را به عباس بخشید و عباس جامه را به مردی یهودی به هشت هزار فروخت. (از الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانی. (اِخ ) ابن حجربن معاویة… الکندی. صحابی است. (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانی. (اِخ ) ابن عبداﷲ. تابعی است. (منتهی الارب ).
هانی. (اِخ ) ابن عروةبن الفضفاض بن عمران الغُظیفی المرادی. یکی از اشراف کوفه است که ابتدا از خواص و ندیمان علی بن ابیطالب بود. وی کثیربن شهاب المدحجی والی خراسان را که متهم به اختلاس اموالی شده و به کوفه گریخته بود نزد خود پنهان کرد. معاویه خلیفه ٔ اموی هانی را تهدید به قتل کرد. هانی به مجلس خلیفه وارد شد و چون خلیفه او را نمی شناخت خود را معرفی کرد. خلیفه پرسید: مذحجی کجاست ؟ گفت : نزد من در میان لشکر تو ای امیرالمؤمنین ! خلیفه وی را مأمور رسیدگی به خیانت مذحجی کرد و گفت قسمتی ازاموال مسروقه را از او بگیر و بخشی را به او ببخش. همچنین هانی مدتی مسلم بن عقیل رسول حسین بن علی را درکوفه نزد خود پنهان ساخته بود. این خبر به عبیداﷲبن زیاد امیر بصره و کوفه که در اکرام و بزرگ داشت هانی مبالغه میکرد و نیز مدتها برای یافتن مسلم بن عقیل تلاش کرده بود، رسید سخت خشمگین شد و هانی را بخواند وسرزنش کرد. هانی ابتدا انکار و سپس اعتراف کرد، امااز تسلیم ابن عقیل به عبیداﷲبن زیاد سر باززد. و در نتیجه ابن زیاد مدتی وی را محبوس ساخت و آخرالامر بکشت و بر بازار کوفه بیاویخت. عبداﷲبن زبیر اسدی درباره ٔ وی و ابن عقیل قصیده ای دارد که مطلع آن چنین است :
اذا کنت لاتدرین ما الموت فانظری
الی هانی فی السوق و ابن عقیل
الی بطل قد هشم السیف وجهه
و آخر، یهوی من طمار، قتیل.
(از اعلام زرکلی چ ۲ ج ۹ ص ۵۱) (از عقد الفرید ج ۱ ص ۱۰۶).
هانی. (اِخ ) ابن فراس الاسلمی. صحابی است. مجزاءةبن زاهر از وی روایت کرده است. (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانی. (اِخ ) ابن مالک الهمدانی، مکنی به ابومالک. صحابی است.ابن حبان گفته است که وی در یمن به خدمت پیغمبر رسیدو اسلام آورد. البخاری ذکر کرده است که وی در یمن بردست پیغمبر اسلام آورد و رسول دست بر سر وی کشید و او را به برکت دعا کرد. (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانی. (اِخ ) المخزومی، مکنی به ابومخزوم. صحابی است. (الاصابة فی تمییز الصحابة).
هانی. (اِخ ) ابن مسعودبن ارسلان بن مالک اللخمی، ملقب به غضنفر ابوالاهوال. از امرای بنی لخم بود که به سال ۲۱۶ هَ. ق. بعد از پدرش مسعود به امارت بنی لخم رسید و در شویفات (لبنان ) اقامت گزید. (از اعلام زرکلی چ ۲ ج ۹ ص ۵۳).
هانی. (اِخ ) ابن مسعودبن عمرو الشیبانی. از روسا و پهلوانان عرب جاهلیت و فرمانده سپاه عرب در جنگ ذی قار بود. این جنگ بین سپاه کسری پادشاه ساسانی و چند قبیله از اعراب، از جمله بنی شیبان، بنی بکر و بنی تمیم در بیابان ذی قار واقع شد. توضیح اینکه خسروپرویز ساسانی نسبت به نعمان بن منذر امیر حیره بدگمان شد و وی را به ایران احضار کرد. نعمان که از تغیر خسرو نسبت به خود و عاقبت آن سخت در اندیشه بود به دنبال قبیله ای میگشت که از خانواده و دارائی و لشکر و سلاح وی حمایت کند. لذا پنهانی به ذوقار رفت و به بنی شیبان متوسل شد و هانی را ملاقات کرد و از او تعهدی مبنی بر نگاهداری و حمایت خانواده و اموال و سلاحش گرفت و پس از آن روانه ٔ دربار ایران شد. خسرو، نعمان را محبوس کرد و سپس به خانقین فرستاد و وی در آنجا به مرض طاعون درگذشت. خسروپرویز، ایاس بن قبیصة طائی را به جای نعمان به حیره فرستادو او را مأمور جمعآوری و ارسال آنچه از نعمان باقی مانده بود کرد. ایاس، مایملک نعمان را از هانی مطالبه کرد، اما هانی از تسلیم آنها امتناع ورزید و بدین جهت آتش جنگ برافروخته شد و سرانجام به شکست ایرانیان منجر گشت. از سخنان هانی است به لشکریانش در جنگ ذی قار: «مرگ باافتخار بهتر از زندگی ننگین است. ترس دافع قضا و قدر نیست. شکیبایی از اسباب پیروزی است. مرگ ! نه پستی. استقبال از مرگ بهتر از استقبال از ذلت و خواری است. بکوشید که از مرگ گریزی نیست ». (از اعلام زرکلی چ ۲ ج ۹ ص ۵۳). صاحب عقدالفرید از قول ابوعبیده، سرداری سپاه عرب را در جنگ ذوقار به هانی بن قبیصةبن هانی بن مسعود نوه ٔ هانی بن مسعود نسبت داده و مینویسد: لم یکن هانی بن مسعود المستودع حلقةالنعمان، و انما هو ابن ابنه، و اسمه هانی بن قبیصةبن هانی بن مسعود، لان وقعة ذی قار کانت و قد بعث النبی… (از عقدالفرید ج ۶ ص ۱۱۱). برای اطلاع بیشتر رجوع به ذوقار شود.
هانی ٔ. [ ن ِءْ ] (ع ص ) نوکر. خادم. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
هانی. (اِخ ) ابن نیاراالانصاری، مکنی به ابوبردة. صحابی است. جابربن عبداﷲ و پسرش عبدالرحمان بن جابر و نصربن یسار و کعب بن عمیربن عقبةبن نیار و برأبن عازب از او روایت کرده اند. (الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۷ ص ۱۷).
هانی. (اِخ ) ابن هانی. یکی از ولات طبرستان که پس از سلیمان بن منصور، به فرمان هارون الرشید ولایت آن سامان یافت. وی مردی مصلح و عادل بود و در مدت ولایت وی طبرستان امنیت کامل داشت. (از تاریخ طبرستان ابن اسفندیار) (از تاریخ طبرستان و رویان و مازندران مرعشی ).
هانی. (اِخ ) ابن یزیدبن نهیک المذحجی یا النخعی، مکنی به ابوشریح، صحابی است. احمد و بخاری در علم ادب از وی اخراج حدیث کردند و ابوداود و نسائی از طریق یزیدبن المقدام بن شریح بن هانی و وی از جدش شریح و شریح از پدرش هانی حدیث اخراج کرد. ابوداود آورده است که هنگامی که هانی با قومش نزد رسول اﷲ آمدند، پیغمبر شنید که کنیه ٔ هانی ابوالحکم است پس به او گفت که «حکم » فقط خدای تعالی است ؛ تو چرا کنیه کرده ای ؟ هانی جواب داد که من قاضی و حکم قومم هستم و در اختلافات ایشان چنان قضاوت میکنم که هر دو طرف راضی میشوند. پیغمبر گفت نام فرزندان تو چیست ؟ جواب داد شریح و مسلم و عبداﷲ. پس پیغمبر کنیه ٔ او را به نام پسر بزرگش «ابوشریح » قرار داد. ابن شیبة از یزیدبن المقدام روایت کرده است که هانی به پیغمبر گفت : ای رسول اﷲ مرا به چیزی آگاه کن که بهشت را از آن من سازد. جواب داد گفتار نیک و بخشش طعام. (از الاصابة فی تمییز الصحابة ج ۶ ص ۲۷۸).

اسم هانیتا در فرهنگ فارسی

هانی
ابن هانی یکی از والیان طبرستان پس از سلیمان بن منصور بفرمان هارون الرشید ولایت آن سامان را یافت . مردی مصلح و عادل بود و در مدت حکومت او طبرستان امنیت کامل داشت
از موالی عفان و تابعی است
هانی گرمله
ده دهستان اورامان لهون بخش پاوه شهرستان سنندج . در ۶۶ کیلومتری شمال باختر پاوه در ۳ کیلومتری مرز ایران و عراق . کوهستانی سردسیر است و ۸۱۶ تن سکنه دارد. محصولش غلات لبنیات میوه است . صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی است.
ابراهیم بن هانی
ابواسحق محدث نیشابوری
ابن هانی
مولد او بقرطبه یا بیره
ابو هانی
محدث و از موالی است
ام هانی
نام چند تن از زنان صحابی و محدث است .
دار ابن هانی
قبیله ابن هانی بن حبیب که پدر بطنی است .
عنز هانی
مردی که طرب و جماع دوست ندارد و باز گردنده از آن و یا ناکس و یا آنکه نپوشد کینه صاحب خود را

اسم هانیتا در اسامی پسرانه و دخترانه

هانی
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hāni) (عربی) مسرور، میسر، (در اعلام) نام چند تن از مشاهیر عرب، نام یکی از یاران امام حسین (ع) در کوفه – مرد دلسوز و مهربان، نام چندتن از مشاهیر عرب
هانیا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hāniyā) (هانی + ا (پسوند نسبت) ) منسوب به هانی، مسرور و شاد – مؤنث هانی، مادر مهربان و دلسوز
هانیبال
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فنیقی
معنی: لاتینی از ۲۸، نام سردار مشهور کارتاژ که با لشکر روم جنگید
هانیه
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hāniye) (عربی) شادمان، خوشبخت – هانیه کنیه حضرت فاطمه (س) به معنی :کسی که تمامی وسایل آرامش و آسایش شوهر خود را فراهم میکند

بعدی
قبلی

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا

  • کتاب زبان اصلی J.R.R
  • دانلود کتاب لاتین
  • خرید کتاب لاتین
  • خرید مانگا
  • خرید کتاب از گوگل بوکز
  • دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز