ک


کِیهانه

كِيهانه :    (كيهان + ه (پسوند نسبت))، منسوب به كيهان، ( كيهان.

کیواندخت

كيواندخت :    1- دختري منسوب به كيوان، يا دختر كيوان؛ 2- (به مجاز) زيبارو.

کیمیا

كيميا :    1- ماده‌اي فرضي كه به گمان قدما فلزاتي مانند مس و قلع را به طلا و نقره تبديل مي‌كند، اكسير؛ 2- (به مجاز) هر چيز ناياب و دست نيافتني؛ 3- (در قديم) (به مجاز) افسون، مكر و حيله؛ 4- (در تصوف) (به ...

کیاندخت

كياندخت :    دختر بزرگان و سروران، دختري كه نژاد و تبار او به بزرگان و سروران مي‌رسد.

کیاناز

كياناز :    (كيا+ ناز (افتخار‌، فخر، تفاخر)) 1- موجب افتخار پادشاهان و سروران و بزرگان؛ 2- (به مجاز) بزرگ‌زاده.

کیانا

كيانا :    (سریانی، kyānā) 1- طبيعت، جوهر؛ 2- (در اصطلاح فلاسفه) طبایع.

کیارا

كيارا :    تاسه، ميل و خواهش به خوردن چيزهاي بي‌قاعده (ناباب) چنانكه اين حالت در زنان آبستن پديد مي‌آيد. [دكتر معين در جلد پنجم برهان (ص239) آورده است بنا بر قاعده‌ي تبديل «و» به «گ» به نظر مي‌رسد اصل كلمه «گيار» بوده (= ويار) ...

کوکب

كوكب :    (عربي) 1- (در نجوم) ستاره؛ 2- (در گياهي) گل زينتي درشتِ پُر پَر به رنگهاي ارغواني، سفيد، زرد، قرمز يا بنفش.

کوثر

كوثر :    (عربي) (اَعلام) 1) سوره‌ي صد و هشتم از قرآن كريم داراي سه آيه؛ 2) (در اديان) جویبار، چشمه يا حوضی در بهشت؛ 3) نام شهرستانی در جنوب شرقی استان اردبیل.

کَمند

كَمند :    1- (به مجاز) آنچه به وسيله‌ي آن كسي را گرفتار مي‌كنند، دام؛ 2- (در قديم) (به مجاز) گيسو.

اسم دختر


اسم پسر