اسم های دخترونه پیشنهادی :

  • گرامیدخت
  • فرين
  • گوهرشید
  • فغستان
  • اسرا
  • آزرمدخت
  • اسم های پسرونه پیشنهادی :

  • رغمان
  • کیارزم
  • کاووس
  • آریوبرزن
  • سورن
  • شیرخون
  • اسم دختر ص

    اسم دختر بر اساس الفبا,اسم دخترانه با ص,اسم دختر با حرف ص,نام های دخترونه با ص,اسم دختر شروع با حرف ص,اسامی دخترانه ای که با حرف ص شروع می شوند.

    صَهبا

    صَهبا :    (عربي) (= صَهباء) (مؤنث اصهب)، 1- سرخ و سفيد؛ 2- (در قديم) شراب انگوري، مي.     اسم صهبا در لغت نامه دهخدا صهبا. [ ص َ ] (ع ص ) صهباء. تأنیث اصهب. || (اِ) فشارده ٔ انگور سپید. (منتهی ...

    ادامه مطلب ...

    صونا

    صونا :    (عربي ـ فارسي) (صون + ا (پسوند نسبت))، 1- منسوب به صون؛ 2- خويشتن داري از گناه، صيانت.     اسم صونا در لغت نامه دهخدا صون. [ ص َ ] (ع مص ) نگاه داشتن چیزی را. (منتهی الارب ). ...

    ادامه مطلب ...

    صوفیا

    صوفيا :    (عربي ـ فارسي) (صوفي + ا (پسوند نسبت))، منسوب به صوفي، ( صوفي.     اسم صوفیا در لغت نامه دهخدا صوفی. (ص نسبی، اِ) پیرو طریقه ٔ تصوف. پشمینه پوش. یک تن از صوفیه : دل از عیب صافی و صوفی ...

    ادامه مطلب ...

    صنوبر

    صنوبر :    (عربي، صَنَوبر، معرب از یونانی) (در گیاهی) نام چند نوع گیاه درختی از خانواده  ی بید با برگ  های براق که در کنار جوی  ها کاشته می  شود و چوب آن در کاغذسازی و کبریت سازی به ...

    ادامه مطلب ...

    صنم

    صنم :    (عربي) 1- (به مجاز) (شاعرانه) بت، شخص زيبا رو، معشوق زيبارو؛ 2- (در عرفان) صنم در نزد بعضي از عرفا عبارت است از حقايق روحي در ظهور تجلي صورت صفاتي است.     اسم صنم در لغت نامه دهخدا صنم. [ ...

    ادامه مطلب ...

    صمیمه

    صمیمه :    (عربی) (مؤنث صَمیم) 1- صمیمی؛ 2- خالص، ناب؛ 3- اصیل.     اسم صمیمه در لغت نامه دهخدا صمیم. [ ص َ] (ع ص، اِ) استخوان که بدان قوام عضو است. (منتهی الارب ). || اصل چیزی و خالص و خلاصه ...

    ادامه مطلب ...

    صَفیه

    صَفيه :    (عربي) 1- (مؤنث صفي)،( صفي. 1- ، 2- و 3-  ؛ 2- (اَعلام) نام چند تن از زنان مشهور صدر اسلام، از جمله 1) صفیه قُرَیشی [قرن اول هجری] دختر عبدالمطلب، عمه‌ي پیامبر اسلام(ص) و مادر زبیر ...

    ادامه مطلب ...

    صَفیا

    صَفیا :    (عربی) (= صَفیه)،   صَفیه 1-.     اسم صفیا در لغت نامه دهخدا صفیا. [ ص َ ] (اِخ ) اصفهانی. در عمل رمل آگاهی داشت طبعش خالی از لطفی نیست با حکیم شفائی معارضه داشته شعرش این است : مکن ناگشته ...

    ادامه مطلب ...

    صفورا

    صفورا :    (معرب از عبري) (اَعلام) نام زوجه‌ي حضرت موسي(ع) و دختر حضرت شعيب(ع).       اسم صفورا در لغت نامه دهخدا صفورا. [ ص َ ] (اِخ ) دختر حضرت شعیب و زوجه ٔ حضرت موسی است که در مقابل هشت سال ...

    ادامه مطلب ...

    صفا

    صفا :    (عربي) 1- داشتن رفتار و كرداري همراه با دوستي و صميميت، يكرنگي، خلوص و صميميت؛ 2- (اَعلام) نام جايي در مكه در دامنه‌ي كوه ابوقبيس كه حاجيان سعي خود را در آنجا تكميل مي‌كنند؛ 3- (در عرفان) ...

    ادامه مطلب ...

    صغری

    صغري :    (عربي) 1- (مؤنث اصغر)، كوچك، كوچكتر؛ 2- (اَعلام) فاطمه‌ي صغري: دختر علي ابن ابي طالب(ع).     اسم صغری در لغت نامه دهخدا صغری.[ ص ُ را ] (ع ن تف ) تأنیث اصغر. (منتهی الارب ). زن کوچکتر و هر ...

    ادامه مطلب ...

    صُراحی

    صُراحي :    (عربي) 1- (در قديم) ظرف شراب، ظرف شيشه‌اي شراب؛ 2- (در قديم) (به مجاز) شراب زلال؛ 3- (در تصوف) مقام انس را گويند.   اسم صراحی در لغت نامه دهخدا صراحی. [ ص ُ ] (از ع، اِ) عربی آن ...

    ادامه مطلب ...

    صِدیقه

    صِديقه :    (عربي) 1- (مؤنث صديق)،   صديق. 1- ،2- و 3-  ؛ 2- 1) (اَعلام) لقب حضرت فاطمه(س)؛ 2) لقب حضرت مريم مادر حضرت عيسي(ع).     اسم صدیقه در لغت نامه دهخدا صدیقة. [ ص َ ق َ ] (ع ص ) ...

    ادامه مطلب ...

    صدف

    صدف :    (عربي) 1- نام عمومي نرم‌تنان دو كفه‌اي و نوعي خاص از آنها؛ 2- (در قديم) (در نجوم) نام سه ستاره به شكل مثلث بر دورِ قطب كه ستاره‌ي قطبيِ جَدْي در ميان آن است. [قدما اعتقاد داشتند ...

    ادامه مطلب ...

    صدری

    صدري :    (عربي ـ فارسي) (صدر + ي (پسوند نسبت))، 1- منسوب به صدر، مربوط به صدر (سينه)، م صدر. 1- ، 2- ، 3- ، 4- و 5- ؛ 2- (در موسيقي ايراني) گوشه‌اي در آواز افشاري از ...

    ادامه مطلب ...

    اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

    اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا

    کلیه حقوق محفوظ و متعلق به بی بی نیمز است بازنشر مطالب فقط با ذکر لینک مستقیم مجاز است

    طراح: پاناب / پشتیبانی و سئو gateweb.ir