نام فارسی دخترانه

نیتا

نیتا :    [ني = نه (به صورت شبه جمله) (در قديم) نيست، نبود + تا = لنگه، مثل، مانند]، بي‌مانند، بي نظير، بيتا، يگانه.

ادامه مطلب ...

نیلگون

نیلگون :    (سنسكريت ـ فارسي) (نيل + گون (پسوند شباهت))، نيلي   نيلي.   اسم نیلگون در لغت نامه دهخدا نیلگون. (ص مرکب ) به رنگ نیل. کبود. لاجوردی. آسمانگون. (ناظم الاطباء). آبی تند. آبی سیر. ادکن. نیل فام. نیل رنگ : هوا گشت ...

ادامه مطلب ...

نیلا

نیلا :    (سنسكريت ـ فارسي) (نيل + ا (پسوند نسبت)) منسوب به نيل، ت نيل.   اسم نیلا در لغت نامه دهخدا نیل. [ ن َ ] (ع اِ) عطیه. دهش. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بخشش. انعام. (فرهنگ فارسی معین ) ...

ادامه مطلب ...

نیکی

نیکی :    1- خوب بودن، خوبي، نيكوكاري، احسان؛ 2- (در قديم) آسايش، رفاه، ثواب اُخروي.   اسم نیکی در لغت نامه دهخدا نیکی. (حامص ) خوبی. حسن. مقابل عیب و بدی. صفت خوب و پسندیده : بر آغالش هر دو آغاز کرد بدی گفت ...

ادامه مطلب ...

نیکو

نیکو :    1- خوب؛ 2- (در قديم) دلپسند، مطبوع، ارزنده، گران‌بها، گران، درست، صحيح، پسنديده، شايسته، زيبا، شخص زيباروي.   اسم نیکو در لغت نامه دهخدا نیکو. (ص ) پسندیده. حسن. خوب. خوش. خیر. مقابل بد و زشت : براین کار چون بگذرد ...

ادامه مطلب ...

نیکناز

نيكناز :    1- داراي عشوه‌گري و زيبايي خوب؛ 2- ويژگي دختري كه زيبا و خوب است؛ 3- افتخار كننده به نيكي. اسم نیکناز در اسامی پسرانه و دخترانه نیکناز نوع: دخترانه ریشه اسم: فارسی معنی: (تلفظ: nik nāz) دارای عشوه گری و زیبایی خوب، ...

ادامه مطلب ...

نیکدخت

نيكدخت :    (نيك + دخت = دختر)، دختر نيك، دختر خوب، نيكو، صالح و شايسته.   اسم نیکدخت در لغت نامه دهخدا نیک. (ص ) خوب. (انجمن آرا) (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). خوش. (ناظم الاطباء). مقابل بد. (آنندراج ). هژیر. ...

ادامه مطلب ...

نیکتا

نیکتا :    (نيك + تا = نظير، مانند، لنگه)، نظير نيك، مانند نيك، بسان نيك، ( نيك.   اسم نیکتا در اسامی پسرانه و دخترانهنیکتا نوع: دخترانه ریشه اسم: فارسی معنی: (تلفظ: niktā) (نیک + تا = نظیر، مانند، لنگه )، نظیر نیک، مانند ...

ادامه مطلب ...

نیکا

نیکا :    1- خوب، خوش، زيبا، ظريف؛ 2- (از اصوات) بسي نيك، چه خوب، خوشا؛ 3- (به صورت شبه جمله) (در قديم) چه خوب است؛ 4- (اَعلام) نام رودي است در شمال ايران كه از شاهكوه در جنوب گرگان ...

ادامه مطلب ...

نیوشا

نيوشا :    1- (در قديم) شنوا، شنونده؛ 2- (به مجاز) يادگيرنده، آموزنده.   اسم نیوشا در لغت نامه دهخدا نیوشا. (نف ) شنوا. شنونده و فهم کننده و یادگیرنده. (برهان قاطع). درک کننده. (ناظم الاطباء). گوش دهنده. نغوشا. (فرهنگ لغات شاهنامه ). ...

ادامه مطلب ...

نیروانا

نيروانا :    (سنسكريت) آخرين مرحله سلوك در نزد « بودا » كه مرحله‌ي محو شدن جنبه‌ي حيواني وجود و رسيدن به كمال است. اسم نیروانا در لغت نامه دهخدا نیروان. (اِخ ) دهی است از دهستان پشت آربابا از بخش بانه ...

ادامه مطلب ...

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به بی بی نیمز است بازنشر مطالب فقط با ذکر لینک مستقیم مجاز است

طراح: پاناب / پشتیبانی و سئو gateweb.ir