اسم دختر حرف ش

شیوه

شيوه :    1- روش، طريقه؛ 2- (در قديم) عشوه، ناز، حالت، وضع؛ 3- (در عرفان) اندك جذبه را گويند كه گاه هست و گاه نيست.   اسم شیوه در لغت نامه دهخدا شیوه.[ شی وَ / وِ ] (اِ) طور و عمل ...

ادامه مطلب ...

شیوا

شيوا :    1- ويژگي سخني كه به زيباي و با فصاحت بيان شده باشد، شمرده و واضح و دلنشين؛ 2- (در قديم) فصيح، نغز، خوب؛ 3- (اَعلام) یکی از سه خدای بزرگ آیین هندو، که نماینده‌ي مرگ و تجدید ...

ادامه مطلب ...

شینا

شينا :    1- شنا و آب ورزي، شيناب، شناوري، 2- سعي و كوشش و جِد و جَهد.   اسم شینا در لغت نامه دهخدا شینا. (اِ) شنا و سباحت وشناوری. (ناظم الاطباء). رجوع به شنا و شیناب شود.اسم شینا در فرهنگ فارسی شینا شنا ...

ادامه مطلب ...

شیلان

شيلان :    (در قديم) (در گياهي) (= چيلان)، 1- درخت عناب؛ 2-(در مغولي) مهماني، سور؛ 3- (در قديم) غذا، طعام. اسم شیلان در لغت نامه دهخدا شیلان. (ع اِ) ج ِ شال : شیلان کشمیر. شیلان کرمان. (یادداشت مؤلف ). شیلان. (ترکی، اِ) ...

ادامه مطلب ...

شیلا

شيلا :    نام نهري در سيستان و بلوچستان كه از درياچه‌ي هامون به خارج از آن جريان دارد.   اسم شیلا در لغت نامه دهخدا شیل. [ ش ُی ْ ی َ / شی َ ] (ع ص، اِ) ج ِ شائل. ...

ادامه مطلب ...

شیفته

شيفته :    (صفت فاعلي از شيفتن)، آن كه به كسي يا چيزي دل بسته است، عاشق.   اسم شیفته در لغت نامه دهخدا شیفته. [ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) عاشق. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (انجمن آرا) (غیاث ...

ادامه مطلب ...

شیرین‌دخت

شيرين‌دخت :    1- (شيرين + دخت = دختر)، دختر شيرين؛ 2- (به مجاز) زيبا، گرامي، عزيز.   اسم شیرین دخت در لغت نامه دهخدا شیرین. (ص نسبی ) هر چیزکه نسبت به شیر داشته باشد، خصوصاً در حلاوت. (آنندراج ) (بهار عجم ...

ادامه مطلب ...

شیرین

شيرين :    1- داراي مزه‌ي شيريني؛ 2- (به مجاز) مطبوع، دلنشين و دلپذير؛ 3- (به مجاز) زيبا؛ 4- (به مجاز) شيوا يا ادا شده با لهجه‌اي گوش نواز (سخن)؛ 5- (به مجاز) گرامي، عزيز، به طور دلپذير، خيلي خوب، ...

ادامه مطلب ...

شیده

شيده :    (شيد= خورشيد + ه (پسوند نسبت)) 1- منسوب به شيد؛ 2- خورشيد، نور، روشني، روشنايي؛ 3- (به مجاز) زيبارو.   اسم شیده در لغت نامه دهخدا شیده. [ دَ / دِ ] (اِ) بمعنی شید است در تمام معانی. (از ...

ادامه مطلب ...

شیدرخ

شيدرخ :    1- آفتاب رو، درخشان رو؛ 2- (به مجاز) زيبا.   اسم شیدرخ در لغت نامه دهخدا شید. (اِ) نور. (از برهان ). روشنی. (انجمن آرا) (آنندراج ). روشنی. (غیاث اللغات ) (غیاث ) (جهانگیری ). نور در خورشید، چنانکه تاب ...

ادامه مطلب ...

شیدخت

شيدخت :    (شید= خورشید + دخت = دختر) 1- دختر خورشید؛ 2- (به مجاز) زیباروی.   اسم شیدخت در لغت نامه دهخدا شید. (اِ) نور. (از برهان ). روشنی. (انجمن آرا) (آنندراج ). روشنی. (غیاث اللغات ) (غیاث ) (جهانگیری ). نور ...

ادامه مطلب ...

شِیدا

شِيدا :    1- عاشق، دلداده؛ 2- (در قديم) آشفته و پريشان؛ 3- (در عرفان) شدت غليان عشق و عاشقي را گويند، در اين مقام عاشق خود را فراموش مي‌كند. اهل جذبات را نيز شيدا گويند.   اسم شیدا در لغت نامه ...

ادامه مطلب ...

شیبا

شيبا :    (= شيوا)، آشفته، شيفته.   اسم شیبا در لغت نامه دهخدا شیبا. (ص، اِ) از پهلوی چیباک، شیپاک، تندرو: آژی شپاک ؛ مار تیز در رفتار، مار شیبا. (یادداشت مؤلف ). مار افعی.(برهان ) (انجمن آرا) (از جهانگیری ) (آنندراج ...

ادامه مطلب ...

شهین‌دخت

شهين‌دخت :    (شهين + دخت = دختر)، 1- دخترِ شاهزاده؛ 2- (به مجاز) دخترِ بلند مرتبه و عالي مقام.   اسم شهین دخت در لغت نامه دهخدا شهین. [ ش َ ] (ص نسبی ) (از: شه + َین، پسوند نسبت )منسوب ...

ادامه مطلب ...

شهین

شهين :    (شه + ين (پسوند نسبت))، 1- منسوب به شاه؛ 2- (به مجاز) داراي ارزش و مقامِ شاهانه.   اسم شهین در لغت نامه دهخدا شهین. [ ش َ ] (ص نسبی ) (از: شه + َین، پسوند نسبت )منسوب بشاه، ...

ادامه مطلب ...

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا

کلیه حقوق محفوظ و متعلق به بی بی نیمز است بازنشر مطالب فقط با ذکر لینک مستقیم مجاز است

طراح: پاناب / پشتیبانی و سئو gateweb.ir