معنی اسم مینا

برای مشاهده با کیفیت بیشتر، روی تصویر کلیک کنید

 تصویر و معنی اسم مینا

مينا :    ۱- پرنده‌اي شبيه سار با پرهاي رنگارنگ كه به راحتي قادر به تقليد صداي انسان و حيوانات است، مرغ مقلد، مرغ مينا؛ ۲- (در گياهي) گلي معمولاً سفيد با گلچه‌هاي گل برگي كه انواع گوناگون دارد؛ ۳- (در گياهي) گياه يك ساله و بوته‌ايِ اين گل با برگ‌هاي دندانه دار؛ ۴- (در صنايع دستي) لعاب شيشه‌اي شفاف و رنگي كه براي تزئين فلزات و كاشي مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ ۵- نوعي شيشه رنگي به ويژه سبز كه از آن انواع ظروف مي‌سازند؛ ۶- (در قديم) ظرفي كه از اين شيشه ساخته مي‌شود؛ ۷- (در قديم) (به مجاز) شراب؛ ۸- (در قديم) كيميا.

 

 

اسم مینا در لغت نامه دهخدا

مینا. [ م َ / م ِ ] (هندی، اِ) قسمی از غراب. (ناظم الاطباء). جانوری است که بعضی آن را شارک گمان میبرند و این لفظ هندی است و در فارسی هم استعمال یافته. (آنندراج ). طائر معروف که سیاه رنگ باشد واین لفظ هندی است. (غیاث ) رجوع به ماده ٔ بعد شود.
مینا. (اِ) پرنده ای است از راسته ٔسبکبالان و از گروه سارها که جثه اش به اندازه ٔ یک سار است و بیشتر در نواحی گرم کره ٔ زمین (هندوستان و مکزیک و نقاطی از آمریکای جنوبی ) میزید پرهایش دارای الوان مختلف است (سیاه و قهوه ای سیر و قهوه ای روشن ) و منقارش زرد و حلقه ٔ دورچشمها و پاهایش نیز زردرنگ است و در حدود ۴۰ گونه از این پرنده شناخته شده است. از خصایص این پرنده آن است که به آسانی میتواند صدای دیگر پرندگان یا حیوانات و از جمله انسان و حتی تیک تاک ساعت و زنگ تلفن و زنگ اخبار را بخوبی تقلید نماید از اینجهت آن را مرغ مقلد یا پرنده ٔ مقلد نیزنام نهاده اند. (از لاروس بزرگ و دائرة المعارف کیه ).مرغ زیرک سار. سارو. صارو. سارک. شارک :
موسم آن شد که مینا راگ هندی سر کند
شاخ و برگ بید از آب ترنم تر کند.
ملاطغرا (از آنندراج ).
شعله در سایه ٔ زلفت گل شب بو گردد
بط می پیش تو مینای سخنگو گردد .
شاهد گیلانی (از آنندراج ).
رجوع به شارک و سارک و مرغ مقلد و مرغ زیرک سارشود.
مینا. (ع اِ)میناء. سر لنگرگاه کشتی. (منتهی الارب ). مرفاء. بندرو لنگرگاه کشتی. (ناظم الاطباء). حوضچه ٔ ساحلی بندرها. حوضچه مانندی بر ساحل دریا محاذی یا مجاور بندر که ضلع یا اضلاعی از آن متکی به ساحل و بقیه مصنوعاً از آب برآورده و ساخته باشند و گذرگاهی برای درآمدن وبرون رفتن دارد و کشتیها آنجا لنگر اندازند محافظت از دستبرد یا طوفان و نیز آرامی آب را برای بار کردن و بار افکندن کشتی و سوار و پیاده شدن مردم : بیشتر شهرهای ساحل را میناست و آن چیزی است که جهت محافظت کشتیها ساخته اند مانند اسطبل که پشت بر شهرستان دارد. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۲۵).
مینا. (اِ) آبگینه. (ناظم الاطباء) (برهان ) (منتهی الارب ) (صحاح الفرس ) (آنندراج ). شیشه. آبگینه. (فرهنگ نظام ). آبگینه ٔ سپید. (ناظم الاطباء). زجاج ابیض. (تذکره ٔ ضریر انطاکی، ذیل کلمه ٔ حجل ). میناء. (منتهی الارب ) :
میان اندرون خانه ٔ رنگ رنگ
ز مینا گِل ِ او ز بیجاده سنگ.
اسدی (گرشاسب نامه ص ۴۲۴).
چیست این گنبد که گوئی پرگهر دریاستی
یا هزاران شمع در پنگانی از میناستی.
ناصرخسرو.
از دیده ٔ بدخواه ترا چشم رسید
بر دیده ٔ بدخواه تو بادا مینا .
شیخ ابوسعید ابوالخیر (از فرهنگ نظام ).
رجوع به میناءشود.
– مینای سبز ؛ آبگینه ٔ سبز. شیشه ٔ سبز :
آن گلی کش ساق از مینای سبز
بر سرش از سیم و زر آمیخته.
(ابوالمظفر چغانی لباب الالباب چ نفیسی ص ۲۹).
– مینای لعل انداز ؛ تیغخونریز. (آنندراج ).
|| کنایه از آسمان آبی. || آبگینه ٔ الوان. (ناظم الاطباء). آبگینه ٔ الوان که در مرصعکاریها بکار برند. (برهان ). شیشه ریزه ٔ الوان شبیه به یاقوت و زمردو دیگر جواهر که در تابدانهای حمام و غیره تعبیه کنند و آن را گلجام خوانند. (آنندراج ). آبگینه ٔ الوان که شبیه به یاقوت و زمرد و سایر جواهر سازند. (انجمن آرا). مینا همچون آبگینه ٔ معمول باشد و انواع سازندبرنگهای مختلف و سبز از همه بهتر باشد. هر چه صافی تر و خوشرنگ تر بهتر باشد که سبز را به خیانت زمرد کنند و از مینا طرایف بسیار سازند و قدح و کوزه و کمرهاو نگین ها و مهرها و مرصع کنند و به حدود شام و مغرب دارند. (تنگسوق نامه ٔ ایلخانی خواجه نصیر، از صحاح الفرس چ طاعتی ). آبگینه ٔ الوان باشد که شبیه به یاقوت و زمرد و دیگر جواهر سازند و آن را در طلا و نقره بکار برند و بغایت خوش آیند شود. (جهانگیری ). آبگینه ٔ رنگارنگ :
فریفته ست زمین ابر تیره را که از او
همی ستاند در و همی دهد مینا.
عنصری.
نزیبد تخت را هر تن نشاید تاج را هر سر
نه هر سرخی بود مرجان نه هر سبزی بود مینا.
قطران.
از مایه ٔ جسم و از یکی صانع
یاقوت چراست این و آن مینا.
ناصرخسرو.
عدل کن با خویشتن تا سبز پوشی در بهشت
عدل ازیرا خاک را می سبز چون مینا کند.
ناصرخسرو.
چه گوئی چیست این پرده بدینسان بر هوا برده
چودر صحرای آذرگون یکی خرگاهی از مینا.
ناصرخسرو.
کوه ز لاله گرفت سرخی بسد
دشت ز سبزه گرفت سبزی مینا.
معزی.
شنبلید و لاله ٔ نعمان بروی سبزه بر
هست پنداری به مینا در عقیق و کهربا.
معزی.
به شکل و شبه توگر دیگران برون آیند
زمانه نیک شناسد زمرد از مینا.
انوری (دیوان چ نفیسی ص ۴).
کمر در کمر کوهی ازخاره سنگ
برآورده چون سبز مینا به رنگ.
نظامی.
زبرجد به خروار و مینا به من
درق های زر درعهای سفن.
نظامی.
گفتی خرده ٔ مینا بر خاکش ریخته. (گلستان ).
|| گوهر آبگینه. (دهار) (زمخشری ). پیرایه ٔ کاسه. (زمخشری ). جوهر شیشه که از آن شیشه و آبگینه کنند. (یادداشت مؤلف ). میناء. رجوع به میناء شود. || ماده ای است از جنس شیشه و چینی کبودرنگ که بر فلز و جز آن مالیده بر آن نقش و نگار کنند و آن کار را میناکاری گویند. (فرهنگ نظام ). سنگی شبیه به لاجورد. که بدان بر روی نقره و طلا نقاشی میکنند. (ناظم الاطباء). رنگی باشد مثل شیشه ریزه ٔ الوان که از فرنگستان می آرند و آن را در آتش محلول ساخته بر طلا و نقره و مس که کنده باشند بریزند تا نقوش و خطوط آن کنده بدان رنگ گیرد. (آنندراج ). آبگینه ٔ رنگینی که بدان بر طلا و نقره نقاشی کنند و اکثر آن سبز باشد یا لاجوردی اگرچه سفید و سرخ نیز باشد. (غیاث ). قسمی زینت فلزات به رنگ آبی. (یادداشت مؤلف ) لعاب خاص و لاجوردی روشن که بر روی بعضی فلزات و ظروف فلزین و سفالین دهند براق ماندن آن را. (یادداشت مؤلف ). ماده ٔ شیشه ای و دارای الوان مختلف که جهت رنگ کردن نقوش روی فلزات و ظروف سفالین و چینی بکار رود. ماده ٔ اولیه و اصلی مینا معمولاً سیلیس است که با کربنات دو پتاسیم مخلوط میشود که برای زودتر ذوب شدن یک ماده ٔ کمک ذوب به آن اضافه میکنند که این ماده ٔ کمک ذوب معمولاً بورق (تنکار) است. مخلوط این مواد پس از ذوب شدن در کوره بیرنگ است و شیشه ٔ معمولی است و برای رنگ کردن آن مواد رنگین به آن می افزایند. معمولاً برای رنگ آبی اکسید کبالت و برای رنگ سبز اکسید قلع و برای رنگهای دیگر مواد رنگین دیگر (از قبیل سرنج و مردارسنگ ) می افزایند. (از دائرة المعارف کیه ) (از الجماهر بیرونی ص ۲۲۵). ماده ای است لعاب شیشه ای حاجب ماوراء یا شفاف که آن را روی کاشی و فلزات برای نقش و نگار بکار برند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || پیاله. (ناظم الاطباء). جام. قدح. جام شیشه ای که بدان شراب خورند. (یادداشت مؤلف ).ساغر. (ناظم الاطباء) :
نه نرم شود دلت بصد لابه
نه گرم شود سرت به صد مینا.
مسعودسعد.
چو طاوس مینا کنی جلوه گر
تذروی کند از شعاعش قمر.
ظهوری (از آنندراج ).
ترسم دمی که شیشه به ساغر قران کند
مینا کم از ستاره ٔ دنباله دار نیست.
ملامفید بلخی (از آنندراج ).
– مینا برهم خوردن ؛جام ها و پیاله های می بر یکدیگر خوردن.
|| شیشه ٔ شراب. (ناظم الاطباء). شیشه ٔ شراب وگلاب و مانند آن. (آنندراج ). قسمی از تنگ شراب که میناکاری بوده. (فرهنگ نظام ). نوعی شیشه ٔ شراب. (یادداشت مؤلف ) :
بی باده دل ز سیر چمن وانمیشود
گل جانشین سبزه ٔ مینا نمیشود.
کلیم (از آنندراج ).
به مهر و مه کجا از مغز ما سودا برون آید
می روشن نگر از مشرق مینا برون آید.
صائب (از آنندراج ).
گردش سال است می در ساغر عشرت کنید
گوش مینا را تهی ازپنبه ٔ غفلت کنید.
صائب (از آنندراج ).
– مینا بر سر کشیدن ؛ بیکبارگی خوردن یک شیشه شراب را بکمال شوق و رغبت. (از آنندراج ). کنایه از پرخوردن شراب. (آنندراج ).
– مینا چیدن ؛ چیدن شیشه های شراب :
نه میناست آنها که آن شوخ چید
عرق نیست کز بید آن را کشید.
میرزاطاهر وحید (از آنندراج ).
– مینا کشیدن ؛ شراب خوردن به مینا. (آنندراج ). کنایه از پر خوردن شراب. (آنندراج ). شیشه ٔ می را سرکشیدن :
کام دل بخشد فلک هشتم تهی قالب شود
هر کسی ساغر کشد بدمست ما مینا کشد.
ارادت خان واضح (از آنندراج ).
– مینای می ؛ شیشه ٔ شراب. شیشه ٔ باده است که اغلب سبز است. (یادداشت مؤلف ) :
مستی چنان خوش است که چون عمر طی شود.
ریش سفید پنبه ٔ مینای می شود.
فلک پیمانه ٔ پر می شود از گردش چشمش
زمین بر سرکشد مینای می از سرو بالایش.
صائب (آنندراج ).
|| شراب. (آنندراج ). ذکرظرف و اراده ٔ مظروف :
بیا ساقی از شیشه مینا بده
به این تشنه آبی ز دریا بده.
ملاطغرا.
|| مهره ٔ سپید و مهره ٔ زجاجی مدور. || گوهر بدل کبودرنگ. (ناظم الاطباء). || جواهر گردن. آرایش گردن. || آینه. (صحاح الفرس ). || کات کبود . (ناظم الاطباء). || جوهری است سبز. (غیاث ). رنگ کبود. (ناظم الاطباء). آنچه رنگ لاجوردی روشن دارد. کبود. (یادداشت مؤلف ).
– تخت مینا ؛ تخته ٔ کبود که جوهریان در بازار بر آن مروارید بدارند. (از حاشیه ٔ دیوان خاقانی چ هند ص ۳۵۹). تخته ٔ مینا. صفحه ٔ مینا :
تیغ تو عذرای یمن در حله ٔ چینیش تن
چون خرده ٔ درعدن بر تخت مینا ریخته.
خاقانی.
– تخته ٔ مینا ؛ تخت مینا. تخته ٔ کبود که جوهریان در بازار بر آن مروارید یا چیزهای دیگر بدارند. صفحه ٔ مینا :
به سان چندن سوهان زده بر لوح پیروزه
به کردار عبیر بیخته بر تخته ٔ مینا.
فرخی.
– || کنایه از آسمان است. (برهان ) :
مملکتش رخت به صحرا نهاد
تخت بر این تخته ٔ مینا نهاد.
نظامی.
– حقه ٔ مینا ؛ حقه ٔ کبود .
– || آسمان. فلک :
قضا به بوالعجبی تاکیت نمایدلعب
به هفت مهره ٔ زرین و حقه ٔ مینا.
خاقانی (دیوان ص ۸).
– خرگاه مینا، آسمان :
بر درش بسته میان خرگاه وار
شاه این خرگاه مینا دیده ام.
خاقانی.
– دایره ٔ مینا ؛ آسمان :
زین دایره ٔ مینا خونین جگرم می ده
تا حل کنم این مشکل در ساغر مینائی.
حافظ.
– دولاب مینا ؛ آسمان :
آن آتشین کاسه نگر دولاب مینا داشته
از آب کوثر کاسه پر و آهنگ دریا داشته.
خاقانی (دیوان چ هند ص ۳۱۰).
– دیر مینا ؛ آسمان :
نه روح اﷲ در این دیر است چون شد
چنین دجال فعل این دیر مینا.
خاقانی.
– || کنایه از دنیا :
اگر مریم برفت از دیر مینا
بگیتی زنده جان بادا مسیحا.
نظامی.
– سقف مینا ؛ آسمان :
در کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ریخته
گردون هزاران نرگسه از سقف مینا ریخته.
خاقانی.
– صحف مینا ؛ آسمان. (حاشیه ٔ دیوان خاقانی چ هندوستان ص ۵۸) :
صحف مینا راده آیتها گزارش کرده شب
از شفق شنگرف و از مه لیقه دان انگیخته.
خاقانی.
– صفحه ٔ مینا ؛ تخته مینا. رجوع به تخته ٔ مینا شود.
– قصر مینا ؛ آسمان. (ناظم الاطباء).
– گنبد مینا ؛ آسمان. (یادداشت مؤلف ) :
آن کس که فراخت گنبد مینا
هم بهر تو ساخت روضه ٔ مینو.
هدایت (از انجمن آرا).
– مینای چرخ ؛ آسمان آبی. گنبد لاجوردی. چرخ مینائی :
خوش آن شیشه کز وی درخشان شود می
چو مینای چرخ و سهیل یمانی.
وحشی بافقی (دیوان چ امیرکبیر ص ۲۶۷).
– نه چرخ مینا ؛نه آسمان. نه فلک :
خاقان اکبرکز قدر دارد قدش درع ظفر
یک میخ درعش بر کمر نه چرخ مینا داشته.
خاقانی.
– نه حصار مینا ؛ نه فلک. نه آسمان :
بر قلعه ٔ نه حصار مینا
جز قدر تو دیده بان مبینام.
خاقانی.
– هفت قلعه ٔ مینا ؛ هفت آسمان :
از اشک خون پیاده و از دم کنم سوار
غوغا به هفت قلعه ٔ مینا برآورم.
خاقانی.
– هفت نیم خانه ٔ مینا ؛ هفت آسمان :
اجرام هفت خانه ٔ زرین به سوک تو
بر هفت نیم خانه ٔ مینا گریسته .
خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۵۳۴).
|| کنایه از سفیدی چشم (قرنیه ) بمناسبت شفافیت و شباهت به آبگینه :
دو مرواریدش از مینا بریدند
بجای رشته در سوزن کشیدند .
نظامی (خسرو و شیرین ص ۱۰۸).
مینا. (اِ) گیاهی است زینتی از تیره ٔ مرکبان که یکساله است و بوته اش ممکن است به ارتفاع ۱ تا ۲ متر نیز برسد. در حدود ۲۰۰گونه دارد که اکثر دارای گلهای سفیدرنگ یا آبی هستند این گیاه بوسیله ٔ تخم هایش کشت و تکثیر میشود. مینای باغی. مینای دمشقی. عین البقر. صغیر گوزو. (از فرهنگ فارسی معین ) (از لاروس ) (از فرهنگ گیاهی بهرامی ).
– مینای آسمانی ؛ گونه ای مینا که آن را عَینون نیز گویند. (از فرهنگ گیاهی بهرامی ) (از لکلرک ). رجوع به عینون شود.
– مینای چمنی ؛ گونه ای مینا که دارای گلهای سفیدرنگ و نسبتاً درشت است و جزء گیاهان زیبای زینتی است. زهرالربیع. زهراللؤلؤ. بابونج ابیض. مینا. گل مینا. (از واژه نامه ٔ گیاهی ) (از فرهنگ گیاهی بهرامی ) :
سندس رومی در نارونان پوشاندند
خرمن مینا بر بیدبنان افشاندند.
منوچهری.
هر کجا پوئی ز مینا خرمنی است
هر کجا جوئی ز دیبا خرگهی.
منوچهری.
به محفلی که سخن گویم از عقیق لبش
مرا چو غنچه ٔ مینا گل از دهن ریزد .
مفید بلخی (از آنندراج ).
مینا. (اِ) بافت سخت و براق و متراکمی که قسمت سطحی تاج دندان را با ضخامتی قابل توجه پوشانده است این بافت دارای اصل اکتودرمی است و در ترکیب آن ۸۹% فسفات دو کلسیم و ۴/۵% کربنات دو کلسیم و ۱/۳% فسفات دو منیزیم و ۰/۹% املاح مختلف و ۳/۳% غضروف و ۲% چربی وجود دارد. چنانکه ملاحظه میشود در ترکیب مینا بالغ بر ۹۶/۵% مواد معدنی وجود دارد و فقط در حدود ۳/۵% آن از مواد آلی است. بهمین جهت نسج مینا دارای سختی جالب توجهی است بطوری که فقط الماس و کورندون که بعد از الماس از سایر کانیها سخت تر است قادرند بر روی مینا خط بیندازند بعبارت دیگر سختی بافت مینا در حدود ۸ میباشد (سختی الماس ۱۰ و کورندون ۹ است ) و با توجه به اینکه سختی شیشه در حدود ۶ است سختی مینا بهترمشخص میشود. مینای دندان مانند جمیع اجسام سخت در برخورد با سنگ چخماق ایجادجرقه میکند. مینای دندان. لعاب که روی دندان را پوشانده است. ماده ٔ شفاف روی دندان. (یادداشت مؤلف ).
مینا. (اِ) کیمیا. (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ).اکسیر. (فرهنگ نظام ). رجوع به کیمیا و اکسیر شود.
مینا. (اِخ ) نام قلعه ای است فیمابین لار و هرمز قریب به شمیل. (انجمن آرا). قلعه ای است مابین لار و هرمز . (برهان ) (ناظم الاطباء).
مینا. (اِخ ) (باب ) یکی از درهای سیزده گانه ٔ ربض زرنج (سیستان ) از این باب بسوی فارس میرفته اند. (از حاشیه ٔ ص ۱۵۸ و ص ۱۵۹ تاریخ سیستان چ ملک الشعراء بهار).

اسم مینا در فرهنگ فارسی

مینا
( اسم ) ۱- ماده ایست از لعاب شیشه یی حاجب ماورائ یاشفاف که آنراروی کاشی و فلزات برای نقش و نگار بکار برند . توضیح ترکیبیاست از لاجورد و طلاو غیره که در کوره می برند و شفاف مثل شیشه کبود رنگ بیرون میاید. ۲ – فلزی که با رنگهای لعابدارمخصوص نقاشی و تزیین شده و این رنگهابر روی آن در درجات بسیار زیاد حرارت ثابت گردیده باشد . ۳ – آبگینه الوان که درمرصع کاریها بکار برند. ۴ – آبگینه . ۵ – شیشه شراب : مستی چنان خوش است که چون عمرطی شود ریش سفید پنبه مینای می شود. ( بنقل خراسانی .نکره ومعرفه ) ۶ – ساغرمینایی :[ برو بگو ملکه شراب میخواهد او را بتنهایی با چند مینای شراب بیاور…] یا مینای چرخ آسمان آبی گنبد لاجوردی . خوش آن شیشه کزوی درخشان شود می چو مینای چرخ و سهیل یمانی . ( وحشی ) یا مینای سبز. ۱ – آبگینه سبز شیشه سبز. آن گلی کش ساق از مینای سز برسرش برسیم و زر آمیخته . ( ابوالمظفر محمد محتاج چغانی ) ۲- آسمان آبی.۷ – گیاهی است زینتی از تیره مرکبان که یکساله است و بوته اش ممکنست بارتفاع ۱ تا ۲ متر نیز برسد . در حدود ۲٠٠ گونه دارد که اکثر دارای گلهای سفید رنگ یا آبی هستند و آن معمولا بوسیله تخم کشت میشود. مینای باغی مینای دمشقی عین البقر.یا مینای آسمانی . کحلان . یامینای چمنی . گونه ای مینا که دارای گلهای سفید رنگ است و نسبه درشت میباشد و جزو گیاهان زیبای زینتی است زهرالربیع زهراللولو.۸- پرنده ایست از راسته سبکبالان و از گروه سارها که جثه اش باندازه یک ساراست و مخصوص قاره آمریکا( خصوصامکزیک ) میباشد . در حدود ۴٠ گونه از این پرنده شناخته شده است . پرهایش بالوان مختلف ( سیاه و قهوه یی سیر و قهوه یی روشن ) میباشد. منقارش زرد و پاها و حلقه دور چشمهایش نیز زرد رنگند . از خصایص این پرنده آنست که باسانی میتواند صوت سایر پرندگان یاحیوانات دیگر و از جمله انسان را تقلید کند و حتی صدای تیک تاک ساعت و زنگ تلفن و زنگ اخبار را بخوبی تقلید نماید مرغ مقلد مرغ زیرک سار سارو صارو . توضیح این پرنده در خراسان بسیاراست و مانند طوطی آنرا نگهداری میکنند . ۹ – نسج سخت و براق و متراکمی که قسمت سطحی تاج دندان را باضخامتی قابل توجه پوشانده است . نسج مینا دارای اصل اکتو درمی است و در ترکیب آن ۸۹ فسفات دو کلسیم و ۴ /۵ کربنات دوکلسیم ۱ /۳ فسفات دو منیزیم و ٠ / ۹ املاح مختلف و ۳ / ۳ غضروف و ٠ / ۲ چربی وجود دارد . چنانکه ملاحظه میشود در ترکیب مینابالغ ۹۶ / ۵ مواد معدنی وجود دارد و فقط در حدود ۳ / ۵ آن از مواد آلی است . بهمین جهت نسج مینا دارای سختی جالب توجهی است بطوری که فقط الماس و کور ندون که بعد ازالماس از سایر کانیها سخت تراست قادرند بر روی میناخط بیندازند . بعبارت دیگر سختی نسج مینا در حدود ۸ میباشد و باتوجه باینکه سختی شیشه در حدود ۶ است سختی مینا بهتر مشخص میشود . مینای دندان مانند جمیع اجسام سخت در برخورد با سنگ چخماق ایجاد جرقه میکند مینای دندان .
یکی از درهای سیزده گانه ربض زرنج از این باب بسوی فارس میرفته اند
[enamel, enamelum, dental enamel, adamantine, substantia adamantina dentis] [پزشکی-دندان پزشکی] بافت آهکی شده و شفافی که عاج دندان را در قسمت تاج می پوشاند
مینا آباد
شمال خاوری اردبیل در ۴ کیلومتری شوسه اردبیل به آستارا واقع است . کوهستانی و معتدل است و ۹۵۳ تن سکنه دارد . ۱ – بخش سابق و شهرستان فعلی فرمانداری کل بنادر و جزایر بحر عمان . این شهرستان
دهی از بخش نمین شهرستان اردبیل در ۳٠ کیلومتری شمال شرقی اردبیل واقع است کوهستانی و معتدل است
مینا جگر
خونین جگر برنگ شراب
مینا خانه
قصر آرایش شده از آینه آینه خانه
مینا رنگ
کنایه از سبز رنگ است سبز رنگ
مینا سرشت
سرشته و عجین شده با مینا سبز رنگ بلور سرشت
مینا نوشت
نوشته شده با مینا نوشته شده با خط سبز
تبسم مینا
کنایه از ریخته شدن شراب از مینا در جام .
چاه مینا
ده کوچکی است از دهستان خنج بخش مرکزی شهرستان لار
چنبر مینا
کنایه از آسمان است . یعنی آسمان . آسمان .
خرده مینا
مینای شکسته و ریزه ریزه شده
خرگاه مینا
کنایه از آسمان
خنده مینا
خنده می خنده شراب
گنبد مینا
کنایه از آسمانست
هفت قلععه مینا
کنایه از هفت آسمان است
کاسه مینا
کنایه از آسمان است
چرخ مینا
چرخ مینا رنگ . آسمان و فلک
حقه مینا
کنایه از آسمان است
سقف مینا
کنایه از آسمان یا درختان بزرگ و سایه دار .
شاه خرگاه مینا
کنایه از خورشید باشد شاه خاور

اسم مینا در فرهنگ معین

مینا
[ اَوِس . ] (اِ.) ۱ – آبگینه، شیشة شراب، پیاله . ۲ – لعابی آبی رنگ که با آن نقره و طلا را نقاشی می کنند. ۳ – لایة بیرونی دندان . ۴ – نام گلی زیبا. ۵ – پرنده ای است از راستة سبک بالان با پرهای سیاه و قهوه ای .

اسم مینا در فرهنگ فارسی عمید

مینا
۱. نوعی شیشۀ رنگی، به ویژه سبز برای ساختن ظروف.
۲. نوعی رنگ یا لعاب آبی رنگ برای نقاشی و تزیین ظرف های طلا و نقره.
۳. (زیست شناسی) پوستۀ سفیدرنگ روی دندان که محافظ دندان است.
۴. (زیست شناسی) پرنده ای با پرهای رنگارنگ که می تواند صدای انسان را تقلید کند، مرغ مینا.
۵. (زیست شناسی) = گل * گل مینا
۶. [قدیمی] جام شراب.
۷. [قدیمی] شراب.

اسم مینا در اسامی پسرانه و دخترانه

مینا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: minā) پرنده ای شبیه سار با پرهای رنگارنگ که به راحتی قادر به تقلید صدای انسان و حیوانات است، مرغ مقلد، مرغ مینا، (در گیاهی) گلی معمولاً سفید با گلچه های گل برگی که انواع گوناگون دارد، (در گیاهی) گیاه یک ساله و بوته ایِ این گل با برگ های دندانه دار، (در صنایع دستی) لعاب شیشه ای شفاف و رنگی که برای تزئین فلزات و کاشی مورد استفاده قرار می گیرد، نوعی شیشه رنگی به ویژه سبز که از آن انواع ظروف می سازند، (در قدیم) ظرفی که از این شیشه ساخته می شود، (در قدیم) (به مجاز) شراب، (در قدیم) کیمیا – گلی معمولاً سفید با گلچه های گلبرگی، پرنده ای شبیه سار با پرهای رنگارنگ
میناز
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی,گیلکی
معنی: نازنین من، مرکب از م (مخفف من) + ناز (مخفف نازنین)

بعدی
قبلی

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا

  • مینا به معنی ظرافت ذاتی . یعنی زیبایی که در روح اوست . خرده شیشه های رنگی که نشان تنوع عمق درون اوست . مینا شراب است نه به مستی یه راستی

  • وب سایت بسیار عالی دارید من هیچ گاه فکر نمی کردم معنای اسم این چنین زیبا باشد

  • مینا اسمی دختری که عشق منه ومن از ته قلبم میخوامش

  • سلام من مینا اسمی هستم ببخشید شما؟

  • فکرنمیکردم اسمم چنین معنی زیبایی داشته باشه ممنون

  • اسم مینا همانطوریکه گفته شد اسم یه شیشس بارنگهای جذاب ودلربا مینا یعنی شراب به معنی مست کننده

  • امیدوارم به عشقت برسی

  • چقدر اسم مینارو دوست دارم.چون اسم عشقمه.من دیونشم.اسمشم مثل خودش خواستنی و فوقالعادست.

  • ممنون خوش حالم که اسمم معانی قشنگی داره.

  • واااای که چقدراسمم قشنگه

  • وای خیلی خوشحال شدم.
    خوشبحال مینا هایی ک یکی رو دارن ازشون حمایت
    کنه

  • مینا عشق منه ، همه عمر منه ، اینقدر دوسش دارم که حد نداره ، اسمشم مثه خودش قشنگه

  • معنی اسمم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همش شد یه مرغی یه پرنده ای یه شیشه ای نمیشه که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • واقعا همينطوره، اسم مينا يكي از زيباترين اسمهاست،

  • من از اسمم بدم میومد هستی رو دوست داشتم ولی حالا فهمیدم خیلی قشنگه ممنون از شما

  • واقعا اسم قشنگیست الن عاشق اسمم شدم

  • کاش زندگی مینا به قشنگیه اسمش بود

  • khOshhalam ke in esmo vase man entekhaB kardan………

  • vayyyyyyyyyyyyyy cheghad esmam nazeee man asheghe hameye minaha hastammmmmmm

  • مینا اسم فوق العاده زیباییست

  • همه میناهار خیلی دوست دارم

  • منم مینام اما…. هیشکی دوسم نداره

  • اسم من نیز میناست اما تا الان صد بار خواستم عوضش کنم خعلی قدیمیه
    دختر خالم میگه شیشه خورده
    مرغ مینام سیاست گلشم زشته
    خداییش نمیشد اسمم ملینا یا ملیناز یا میناز باشه

  • بی دلیل نیست مینا یعنی مست کننده همه میناها خوشگل هستند

  • واقعااسم‌ قشنگیه

  • واقعانمیدونستم اسمم این قدمعانی قشنگی داره.ممنون ازسایت خوبتون

  • من عاشق مینام هرچی بگی خشگله،ازاینجامیبوسمش.آی لاو یو مینام

  • از همینجا به میناهای ایران تبریک میگم از جمله خودم که اینقد خاطرخواه داریم!!

  • مینا ش عشق منه ،امیدوارم بهش برسم.

  • مینا خیلی قشنگه…می دونی،خیلی دوستش دارم،عاشقشم.

  • میخوام اسم دخترمو بزارم مینا ,خیلی معنی قشنگی داره

  • من اسمم میناست و اصلا فکر نمی کردم معنی اسم این قدر زیبا باشه

  • خیلی خوشحالم ازینکه اسمم میناست قشنگه

  • وای نمیدونستم معنی اسمم اینقدرقشنگه عااااااااااااااااشق اسمم
    هرکی اسمش میناست لایک کنه

  • واقعابه خودم افتخارمیکنم که اسمه به این قشنگی دارم اصلااسمموعشق است

  • منم اسمم مینا است.خیلی دوسش دارم.چون اسم گل هست اسم ایرانی هست هندی هست و خارجی هم هست

  • وااااای که چه اسم خوشگلی دارم

  • منم اسمم رو خیلی دوست دارم اما کسی رو داشتم که بیشتر از خودم اسمم رو دوست داشت و چند وقت یکبار پشت سرهم اسمم رو صدا میزد میگفت تا دلتنگیم برطرف بشه.الان چهار ساله از اون روزا گذشته و دیگه ندارمش، و فقط خاطره هاش موند برام…الان پیامهای دوستان ذو خوندم دلم گرفت..ایشالاه همه میناها خوشبخت باشن.

  • هههههههه من فکر نمیکردم معنی اسمم اینقدر باحال باشه دمه مامان بابام جیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز
    ممنون

  • من عاشق همه ی میناهام نمیدونم شما که پست گذاشتین چند سالتونه ولی کلا مینا رو عشقه

  • مينا اسم دختري ك ميخوام مخشو بزنم گفتم بيام ببينم مينا يعني چ ممنون

  • مینا زیباترین اسم دنیاااااااااااااااااااااااااااااااااا

  • من خوشحالم که اسم من میناست.شما ها چی؟اگه راضی هستسید لایک بدید

  • خوشحال ميشم وقتى ميبينم اقايون ميان و كامنت ميزارن و از اسم مخاطب خاصشون تعريف ميكنند و ميگن اين اسم رو دوست دارند.
    من نمى دونستم مينا يعنى شراب و مست كننده

  • مینا اسم عشق منم هست ، خیلی خیلی دوسش دارم.ایشالا تا آخر عمرم کنارم باشه.

  • هميشه اسمم رو دوست داشتم و ب نظرم اسم خاصي هست

  • مینا از قشنگ ترین اسم های اصیل ایرونیست:)

  • خیلی خیلی متشکرم . دوستون دارم

  • مینا یعنی شرابی بهشتی که مایه ی سرمستی و نشاط میگردد-نام گل کوچک و زینتی- کیمیا-آبی آسمانی-پرنده ای بسیار خاص و باذکاوت که توانایی نطق دارد و در اکثر نقاط جهان رنگارنگ و زیباست در ایران سیاه است که میتوان انرا سمبل یکرنگی دانست پیش از اینها نام این مرغ مینا نبوده در واقع نزدیک به یک دهه است که این پرنده را با این نام می خوانند

  • پیام شما…سلام خدمت تمام دوستان که اسم مینا رو دوست دارن!!!منم مثل تمام شما هستم!!
    من عاشق یکی شدم که اسمش میناست
    و واقعا معنی اسمش مثل خودش زیباست ،من واقعا عاشقش هستم و خیلی خیلی دوستش دارم حتی حاضرم براش بمیرم،ولی متاسفانه سنم به جای نرسیده که برم خاستگاریش و باهاش ازدواج کنم و متاسفانه بدتر از این اینکه اون نمی دونه من عاشقش هستم و براش می میرم!!لطفا برام دعا کنید تا بتونم باهاش ازدواج کنم!!!

  • مینا اسم قشنگی برای یک مرغ مینای قشنگ.

  • من عاشق مرغ مینام هستم

  • مینا بهترین حس زندگیه منه

  • سلام مرسی ازهمتون من اسمم میناست مینایعنی شیشه یعنی شراب مست کننده.مواظب باشیدهیچوقت نشکونینشون.از گناوه

  • واي من خيلي اسم خودم رو دوست دارم و با اين معاني كه نوشته شده بيشتر دوستش دارم

  • مینا جزو بهترین اسم هاست!!خیلی قشنگه!

  • مرسده نام یکی از ملکه های ایرانی بوده است

  • مرسده در فرهنگ ایرانی اسمی است اصیل و زیبا به معنی “ملکه ایرانی “,
    معنی طراوت زیبایی و خرمی …از معانی دیگر اسم مرسده است

  • بااینکه اسمم میناس خیلیا بهم میگن مرغ
    بااینکه بعضی هاتون میگین میناها قشنگن
    خیلیا بهم میگن قیافت زشته و غیر قابل تحمل
    هعیییی خوشبحال همه میناها بغیر از من و
    خوش به حال کسایی گه اسم عشقشون میناس😊😔