معنی اسم شُمیلا

شُميلا :    قلب شده‌ي [پديده آوايي در زبان مثل: ديوار و ديوال] شُميرا.    شُميرا و سميرا.

 

 

اسم شمیلا در لغت نامه دهخدا

شمیل. [ ش َ ] (ع اِ) شمال. (ناظم الاطباء). لغتی است در شَمال (شِمال ) که بادی است. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به شمال شود.
شمیل. [ ش َ ] (اِخ )دهی مرکز دهستان شمیل بخش مرکزی شهرستان بندرعباس. سکنه ٔ آن ۲۵۵۲ تن. آب آن از رودخانه. محصول عمده ٔ آنجا غلات، لبنیات و خرما. صنایع دستی زنان پارچه بافی. دارای راه فرعی به بندرعباس و میناب. دبستان و پاسگاه ژاندارمری دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
شمیل. [ ش َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای چهارگانه ٔ بخش مرکزی شهرستان بندرعباس، واقع در خاور بندرعباس. حدود: شمال : دهستان سیاهو و احمدی. خاور: بخش میناب. جنوب : دریای عمان. باختر: دهستان ایسین. موقعیت : جلگه و گرم و مرطوب. آب : از رودخانه، چاه و قنات. محصول عمده : غلات و خرما. آبادی : ۱۴۴٫ جمعیت : حدود ۱۸ هزارتن. مرکز دهستان : قریه ٔ شمیل. دیه های مهم : حسن لنگی ،جلابی، قلعه قاضی، تخت سردره و زیارت. راه شوسه ٔ بندرعباس به میناب از این دهستان می گذرد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸). از بلوکات ناحیه ٔ عباسی. طول و عرض : ۳۶ هزار گز. حد شمالی : برودان احمدی. شرقی : میناب. جنوبی : خلیج فارس. غربی : ایسین. مرکز آن قصبه ٔ شمیل است و ۱۷ قریه دارد. (از جغرافیای سیاسی کیهان ).
شمیل. [ ] (اِخ ) امین بن ابراهیم. در ده کفرشیما از قرای لبنان بدنیا آمد و مبادی نحو، حساب، ادبیات و زبان انگلیسی را در دانشگاه آمریکایی بیروت آموخت. بعد در سال ۱۸۵۴م. به انگلستان سفری کرد، سپس به تجارت پرداخت و ثروتی فراوان به دست آورد؛ ولی بعد به سبب ناسازگاری مزاجش تجارت را ترک کرد و به مصر رفت و در آنجا در شمار قضات پاکدامن، راستگو و موثق معروف شد و در سال ۱۸۸۶م. روزنامه ٔ حقوق را منتشر ساخت و درعین حال به تألیف کتب و نوشتن مقالات و انشاء اشعارو قصاید بلند پرداخت. از آثار اوست : ۱- السدرة الجلیه فی الاحکام القضائیه چ مصر ۱۸۸۵م. ۲- المبتکر چ بیروت ۱۸۶۹م. ۳- النظام الشوری چ اسکندریه ۱۸۷۹م. ۴- الوافی چ اسکندریه ۱۸۷۹م. (از معجم المطبوعات مصر).
شمیل. [ ش ُ م َ ] (اِخ ) ابن جنبار. شاعری است از عرب. (یادداشت مؤلف ).

اسم شمیلا در فرهنگ فارسی

شمیل
لغتی است در شمال که بادی است .
قلعه شمیل
دهی از دهستان پاریز بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع در ۱۵٠ هزار گزی شمال خاوری سعید آباد و سر راه مالرو مغو – راه زن . این ده کوهستانی و سردسیری است .
در شمیل
دهی است از دهستان در تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان واقع در ۸٠ هزار گزی خاور مشیز و سه هزار گزی جنوب راه مالرو راین به چهار طاق
رشید شمیل
رشید بن خلیل شمیل : از روزنامه نویسان بود در کفر شیما در لبنان بدنیا آمد و در مدرسه حکمت بیروت به تحصیل پرداخت و به مصر مهاجرت کرد و در روزنامه الاهرام به کار پرداخت

اسم شمیلا در اسامی پسرانه و دخترانه

شمیل
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: باد شمال، نام روستایی در نزدیکی بندرعباس
شمیلا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی,فارسی
معنی: (تلفظ: šomilā) قلب شده ی [پدیده آوایی در زبان مثل : دیوار و دیوال] شُمیرا شُمیرا و سمیرا – شمیل (عربی) + ا (فارسی )، منسوب به شمیل، نسیم و باد شمال

بعدی
قبلی

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا

  • و همیشه اسم خود رو دوست داشتم و دارم