معنی اسم سُهیلا

سُهيلا :    (عربي) ۱- نرم، ملايم؛ ۲- (مؤنث سهيل)، ( سهيل.

 

 

اسم سهیلا در لغت نامه دهخدا

سهیل. [ س ُ هََ ] (اِخ ) ستاره ای است که در طلوع آن فواکه رسیده شوند و گرما به آخر رسد.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ستاره ای است روشن در جانب جنوب، اهل یمن اول بینند آنرا. (مهذب الاسماء). ستاره ای است روشن. (دهار). ستاره ای است معروف. (آنندراج ) (غیاث ). اگست. پرک. (ناظم الاطباء) :
ز سر تا بپایش گلست و سمن
بسرو سهی بر سهیل یمن.
فردوسی.
تا بتابش نبود نجم سها همچو سهیل
تا بخوبی نبود هیچ ستاره چو قمر.
فرخی.
از روی چرخ چنبری رخشان سهیل و مشتری
چون بر پرند و ششتری پاشیده دینار و درم.
لامعی.
رخشنده تر از سهیل و خورشید
بوینده تر از عبیر و عنبر.
ناصرخسرو.
طلایه بر سپه روز کرد لشکر شب
ز راست فرقد و شعری ز چپ سهیل یمن.
مسعودسعد.
در دیار تو نتابد آسمان هرگز سهیل
گر همی بایدسهیلت قصد کن سوی یمن.
سنائی.
چو شنگرف گون شد ز خورشید عالم
سماک و سهیل و سها گشت غارب.
حسن متکلم.
گر مرا دشمن شدند این قوم معذورند از آنک
من سهیلم کآمدم بر موت اولادالزنا.
خاقانی.
چون سهیل جمال بهرامی
از ادیم یمن ستد خامی.
نظامی.
نور ادیمت ز سهیل دل است
صورت و جان هر دو طفیل دل است.
نظامی.
ز باریدن برف وباران و سیل
بلرزش درافتاد همچون سهیل.
سعدی.
سهیل. [ س ُ هََ ] (اِخ ) ابن عمروبن عبدشمس از بنی عامر ازلوی. خطیب قریش و یکی از بزرگان دوره ٔ جاهلیت بود. در جنگ بدر اسیر شد و اسلام آورد. نخست بمکه سپس بمدینه سکونت اختیار کرد. وی بسال ۱۸ هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۹۷).

اسم سهیلا در فرهنگ فارسی

سهیل
ستاره ای از ثوابت قدر اول در صورت فلکی [ سفینه ] که در آخر فصل گرما طلوع کند و میوه ها در آن وقت میرسند و چون در یمن کاملا مشهود است آنرا سهیل یمانی خوانند .
ابن عمرو بن عبد شمس از بنی عامر ازلوی خطیب قریش و یکی از بزرگان دوره جاهلیت بود
[Canopus] [نجوم] ستارۀ آلفای شاه تخته که دومین ستارۀ پرنور شب از قدر ۰/۶ـ است
سهیل بیگی
دهی است از دهستان کرگاه بخش ویسیان شهرستان خرم آباد
جبل سهیل
کوهی به اسپانیا
فرح آباد سهیل
ده مخروبه ایست از بخش حومه شهرستان نائین .
وادی سهیل
موضعیست از ناحیه مالقه در اندلس که در آن چندین دهکده وجود دارد .
ام سهیل
چرز .
پای سهیل
( اسم ) نوعی صراحی .

اسم سهیلا در فرهنگ معین

سهیل
(سُ هَ) [ ع . ] (اِ.) بَرَک، ستاره ای از قدر اول در نیم کرة جنوبی آسمان در صورت فلکی «کشتی » یا «سفینه » که در آخر فصل گرما طلوع می کند و میوه ها در آن وقت می رسند، و چون در یمن کاملاً مشهود است، آن را سهیل یمن یا سهیل یمانی خوانند.

اسم سهیلا در فرهنگ فارسی عمید

سهیل
ستاره ای در صورت فلکی سفینه که پس از شِعرای یمانی درخشان ترین ستارگان است و در خاورمیانه در شب های آخر تابستان دیده می شود، سهیل یمن، سهیل یمان، پرک، اگست. &delta، قدما گمان می کردند سرخی و خوش رنگی سیب و همچنین خوشبویی ادیم از اثر تابش سهیل است: بر همه عالم همی تابد سهیل / جایی انبان می کند جایی ادیم (سعدی: ۱۵۷).

اسم سهیلا در اسامی پسرانه و دخترانه

سهیل
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: soheyl) (عربی) روشن ترین ستاره ی صورت فلکی کشتی، که در نواحی جنوبی ایران در مواقع محدودی از سال مشاهده می شود – روشنترین ستاره صورت فلکی سفینه
سهیلا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: ریشه عربی، به معنای نرم، لطیف، ملایم – نرم و ملایم

بعدی
قبلی
1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (No Ratings Yet)
Loading...

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا

  • اسم سهیلا به معنی ساحل به معنی صلح و سادگی