معنی اسم دانیا

برای مشاهده با کیفیت بیشتر، روی تصویر کلیک کنید

 تصویر و معنی اسم دانیا

دانيا : گشنيز؛ نام هندي كزبره.

%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7

اسم دانیا در لغت نامه دهخدا

دانیا. (اِ) اسم هندی کزبره است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

اسم دانیا در فرهنگ فارسی

دانیا
اسم هندی گزبره است

اسم دانیا در اسامی پسرانه و دخترانه

دانیا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: هندی
معنی: گشنیز، نوعی سبزی خوردنی از تیره چتریان
دانیال
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عبری
معنی: خدا حاکم من است ، نام یکی از چهار پیامبر مذکور در عهد عتیق

اسم دانیا در لغت نامه دهخدا

دنیا. [ دُن ْ ] (ع ص ) تأنیث ادنی، به معنی نزدیکتر. (مهذب الاسماء) (از منتهی الارب ). نزدیکتر. (ترجمان القرآن جرجانی ص ۴۹). مقابل قُصْوی ̍. (یادداشت مؤلف ). السماء الدنیا؛ این آسمان به سبب نزدیکی آن از ساکنان زمین، و همچنین است سماء الدنیا به اضافه. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || زن بسیار نزدیک شونده. مشتق از دنو که به معنی قریب باشد چرا که دنیا اقرب است به سوی آدمی به نسبت عقبی. || زن سخت خسیس و ناکس، مشتق از دنائت که به معنی ناکسی و زبونی است. (از غیاث ) (از آنندراج ). || (اِ) کنایه از معاشرت و مجامعت. (لغت محلی شوشتر). || این جهان نزدیک. ج، دُنَّی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جهان. گیتی. این گیتی. جهانی که در آن هستیم. عالم مادی. عالم حاضر. مقابل آخرت. مقابل عقبی. ام حباب. (یادداشت مؤلف ). این جهان. (مهذب الاسماء). نقیض آخرت. (از لغت محلی شوشتر). عبارت است از آنچه شب و روز را در بر دارد و آنچه را که آسمان بر آن سایه افکنده و زمین آن را متحمل است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). عاجله. خیتعور. غرور. دَفارِ. ام دون. ام دفار. اِم الدفر. ام شمله. عجوز. خِنَّور. خَنَّوَر. (منتهی الارب ). ابوسلمة. ابوشملة.ام جثل. ام حاجب. ام خنور. ام درزه. ام دررة. ام زفرام زافرة. ام سلمة. ام شملة. ام العجب. ام غول. ام الفنا. ام قشعم. ام وافر. ام وافرة. ام حباب. (المرصع) :
اسماء زمانی اندیشید پس گفت ای فرزند این خروج تو که بر بنی امیه کردی دین را بود یا دنیا را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۸۷). بنده یک روز خدمت و دیدار خداوند را به همه نعمت ولایت دنیا برابر ننهد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۶۱). اگر به این قسم که خوردم وفا نکنم محروم گرداند مرا [ خدا ] از عافیت در دنیا. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۹). توان دانست که در دنیا و عقبی نصیب خود رااز سعادت تمام یافته باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۳۳).
ترا فردا ندارد سود آب روی دنیایی
اگر بر رویت ای نادان برانی آب رود زم.
ناصرخسرو.
ز دنیا زیانت به دین سود گردد
اگر خار گیری به تن سوزیان را.
ناصرخسرو.
پرهیز کن از کسی که نشناسد
دنیا و نعیم بی قوامش را.
ناصرخسرو.
بنگر که بهین کار چیست آن کن
تا شهره بباشی به دین و دنیا.
ناصرخسرو.
ابوالمظفر شاه زمانه ابراهیم
که پادشاه زمین است و خسرو دنیا.
مسعودسعد.
و خاک بارگاه همایون را بارگاه شاهان دنیا کناد. (کلیله و دمنه ). از ایذاء مردمان و دوستی دنیا… پرهیزواجب دیدم. (کلیله و دمنه ). هرکه همت او از دنیا قاصر باشد حسرت او به وقت مفارقت اندک بود. (کلیله و دمنه ). حاصل آن [ راحتی اندک ] اگر میسر گردد خسران دنیا و آخرت باشد. (کلیله و دمنه ).
از همه گنج و مملکت برخاست
دین ودنیا بهم نیاید راست.
نظامی.
اگر دنیا نباشد دردمندیم
وگر باشد به مهرش پای بندیم.
سعدی (گلستان ).
احمد جامی ترا پندی دهد
آخرت را باش دنیا بیش نیست.
جامی.
دنیا چو محیط است و کف خواجه نقط
پیوسته به گرد نقطه می گردد خط.
بدرالدین جاجرمی.
دنیا که در او زنده دلی را مرگیست
نشو گل عیش من ز اندک برگیست.
بدیع ترکو.
– امثال :
اگر دنیا را آب برد او را خواب برده است . (امثال و حکم دهخدا).
دین و دنیا دو ضد یکدگرند.
سنایی (ازامثال و حکم دهخدا).
در دنیا را نبسته اند. (امثال و حکم دهخدا).
دنیا آکل و مأکول است . (امثال و حکم دهخدا).
دنیا خالی نیست . (امثال و حکم دهخدا).
مگر سر دنیا را با جگن پوشانده اند. (امثال و حکم دهخدا).
– از دنیا بیرون رفتن (شدن ) ؛ مردن. (یادداشت مؤلف ) : و نوشروان به مداین از دنیا بیرون رفت. (مجمل التواریخ و القصص ). و اول ماه شب آدینه از دنیا بیرون شد. (مجمل التواریخ و القصص ).
– از دنیا رفتن ؛ مردن. درگذشتن. وفات یافتن. (یادداشت مؤلف ) : و چون از دنیا برفت هوشنگ به جای او نشست. (نوروزنامه ).
– به دنیا آمدن ؛ زادن. متولد شدن. تولد یافتن. (یادداشت مؤلف ).
– امثال :
آدم دو دفعه به دنیا نمی آید. (امثال و حکم دهخدا).
– دنیاباز ؛ بازنده و ازدست دهنده ٔ دنیا.که دنیا را ببازد :
عاشقان دین و دنیا باز را خاصیتی است
کآن نباشد زاهدان مال وجاه اندوز را.
سعدی.
– دنیابرانداز ؛ که پشت پا به دنیا بزند. بی اعتنا به تعلقات دنیوی. که دنیا را مقهور خود سازد :
مجرد رو و خانه پرداز باش
جوانمرد دنیابرانداز باش.
سعدی (بوستان ).
– دنیاخدا ؛ دنیادار. (آنندراج ). دنیادوست. دنیاپرست :
ز دنیا و دنیاخدایان نفورم
چه فرق است از زانیه تا به زانی.
واله هروی (از آنندراج ).
رجوع به دنیاپرست شود.
– دنیاخر ؛ که در فکر به دست آوردن دنیا باشد. خریدار و طالب دنیا :
که ای زرق سجاده ٔ دلق پوش
سیه کار دنیاخر دین فروش.
سعدی (بوستان ).
رجوع به دنیاپرست شود.
– دنیاخوردن ؛ از نعمتهای دنیوی استفاده کردن. جهان خوردن. تمتع از لذایذ و نعمتهای دنیا : علم ازبهر دین پروردن است نه ازبهر دنیا خوردن. (گلستان ).
– امثال :
دنیا دیدن به از دنیا خوردن است . (یادداشت مؤلف ).
– دنیاطلب ؛ دنیاجوی. دنیاپرست :
با تو دنیاطلب دین گذار
بانگ برآورده رقیبان بار.
نظامی.
رجوع به دنیاپرست شود.
– دنیا و مافیها ؛ دنیا و آنچه در آن است. جهان و آنچه در اوست. (یادداشت مؤلف ).
– دنیای دون ؛جهان پست و بی ارزش :
سپنجی سراییست دنیای دون
بسی چون تو زو رفت غمگین برون.
فردوسی.
– دنیای مقبل ؛ جهان زیبا و مطلوب : کانه الدنیا المقبلة؛ سخت جمیل و زیبا بود.
|| توسعاً، جهان به معنی مطلق آن اعم از این جهان یا آخرت : این دنیا و آن دنیا؛ یعنی جهان مادی و آخرت. (از یادداشت مؤلف ). || کره ٔ زمین. (فرهنگ فارسی معین ).
– یک دنیا ؛ یک جهان. دنیایی. بسی. بسیار. بسیارزیاد: یک دنیا سپاسگزارم. (یادداشت مؤلف ).
|| (اصطلاح تصوف ) چیزی است که انسان را از خدا بازدارد. اهل سلوک گفته اند آن چه ترا از یاد خدا بازدارد آن دنیا باشد. حضرت رسول (ص ) فرمود دنیا خانه ٔ اشخاص بی خانمان است و مال و خواسته ٔ کسی است که او را مال نیست. و در صحایف گفته : دنیا عبارتست از حظوظ نفس نه از دینار و درهم یعنی به هرچه نفس تو متلذذ گرددآن دنیای تو باشد و هرچه بعد از مرگ است آن را آخرت گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) :
چیست دنیا از خدا غافل شدن
نی قماش و نقره و فرزند و زن.
مولوی.
دنیا. [ دِ ] (اِخ ) دانیه. شهر و دریابندری در ایالت آلیکانته واقع در جنوب شرقی اسپانیا، کنار مدیترانه با ۱۲۳۲۳ تن سکنه. آثاری از دوره ٔ رومیان دارد. ابوعمرو دانی منسوب به اینجا است. (از دایرةالمعارف فارسی ).

اسم دانیا در فرهنگ فارسی

دنیا
زندگانی حاضرجهانی که در آن هستی, نقیض آخرت, گیتی
( اسم ) ۱ – جهانی که در آن هستیم عالم مادی این جهان عالم حاضر مقابل آخرت عقبی . ۲ – کره زمین . ۳ – ( تصوف ) چیزیست که انسان را از خدا باز دارد . یا یک دنیا بسی بسیار خیلی : یک دنیا پول دارد .
لاصق النسب گویند هو ابن عمی دنیا یعنی او پسر عم من است لاصق النسب .
دنیا پرست
( صفت ) آنکه دنیا را بغایت دوست دارد دنیا دوست .
دنیا پرستی
عمل دنیا پرست دنیا دوستی .
دنیا پسند
که جهان او را پسندد .
دنیا پسندی
صفت و حالت دنیا پسند .
دنیا جوی
دنیا جو . دنیا طلب .
دنیا خوردن
( مصدر ) از نعمتهای دنیوی استفاده کردن
دنیا دار
دنیا دارنده . دنیا پرست .
دنیا داری
صفت دنیا دار . دنیا پرستی .
دنیا دوست
( صفت ) آنکه دنیا را دوست دارد کسی که طالب زرق و برق دنیوی است دنیا پرست .
دنیا دوستی
عمل دنیا دوست دنیا پرستی .
دنیا دیده
مجرب . آزموده .
دنیا گیر
دنیا گیرنده . که دنیا را بگیرد .
تارک دنیا
ترک کننده دنیا .
چرک دنیا
کنایه از مال و متاع دنیا اسباب دنیا .
دار دنیا
این جهان
گزین خلق دنیا
برگزیده مخلوقات
ینگ دنیا
دنیای نو ارض جدید
ینگه دنیا
(اسم ) قار. آمریکای شمالی ومرکزی وجنوبی . توضیح این لفظ ترکی فارسی است وظاهرا معنی آن دنیای جدیداست و نخست باراز راه عثمانی (مانندبسیاری لغات دیگرکهاز اروپا به ایران از راه عثمانی میرسید) به کشور ما آمدهاست وتامدتهامردم ایران به جای گفتن آمریکاینگه دنیا ینگی دنیاوطبقات پایین تر لنگه دنیا و لنگی دنیامی گفتند.
ینگی دنیا
امریکا
(اسم ) قار. آمریکای شمالی ومرکزی وجنوبی . توضیح این لفظ ترکی فارسی است وظاهرا معنی آن دنیای جدیداست و نخست باراز راه عثمانی (مانندبسیاری لغات دیگرکهاز اروپا به ایران از راه عثمانی میرسید) به کشور ما آمدهاست وتامدتهامردم ایران به جای گفتن آمریکاینگه دنیا ینگی دنیاوطبقات پایین تر لنگه دنیا و لنگی دنیامی گفتند.
ینی دنیا
از ینی به معنی تازه و دنیا ینگی دنیا قاره جدید آمریک

اسم دانیا در فرهنگ معین

دنیا
(دُ) [ ع . ] (اِ.) جهانی که در آن هستیم، کرة زمین . ؛~ را آب ببرد او را خواب می برد کنایه از: الف – به خواب سنگین فرو رفته است . ب – از همه چیز و همه کس غافل است .
ینگی دنیا
( ~. دُ) [ تر – فا. ] (اِمر.) = ینگ دنیا: دنیای جدید، مجازاً: امریکا.

اسم دانیا در فرهنگ فارسی عمید

دنیا
۱. [مقابلِ آخرت] زندگانی حاضر؛ جهانی که در آن هستیم.
۲. (نجوم) کرۀ زمین.
۳. جهان؛ گیتی؛ کهن بوم؛ کهن دز.
* دنیا خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] بهره بردن از مال و ثروت و نعمت های دنیا؛ عیش ونوش کردن: دنیا دیدن به از دنیا خوردن.
ینگه دنیا
۱. دنیای جدید.
۲. [مجاز] امریکا.

اسم دانیا در اسامی پسرانه و دخترانه

دنیا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: جهان

اسامی مشابه

بعدی
قبلی

اسم های پسرانه بر اساس حروف الفبا

اسم های دخترانه بر اساس حروف الفبا